ایران ـ افغانستان: دوست یا دشمن؟

بازدید یک هیئت طالبان از تهران و ملاقات با اقای عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران، سوال‌هایی را بمیان کشید. عده تعجب کردند، عده حتی از حمایت ایران از طالبان حرف زدند.

وانگهی از چند سال به این طرف امریکا ایران و روسیه را متهم به حمایت از طالبان می کند و برخی محافل ضد ایرانی در داخل افغانستان نیز این اتهامات را همراهی میکنند. سیاست ایران در مقابل افغانستان طی این چهل سال اخیر مطالعه جداگانه و جدی را مطالبه می کند. ولی یک موضوع واضح است: رول و نقش ایران در جریان جهاد علیه شوروی، سپس هنگامی که طالبان قدرت را در دست میگیرد و سر انجام طی ۱۸ سال اخیر که دولت مورد حمایه امریکا در کابل حکومت می‌کند، با سیاست فعال، مداخله آمیز و اهداف استراتیژیک پاکستان در افعانستان قابل مقایسه نیست.
با وجود آن احساسات ضد ایرانی در افغانستان به مراتب بیشتر از احساسات ضد پاکستانی است. بخش‌های مهمی از اقوام غیر پشتون چه در جریان جهاد که پاکستان حامی بیشتر حزب اسلامی و شاخه های آن ، مولوی خالص، سیاف، عبدالحق، و سایر احزاب با اکثریت پشتون بود تا حامی جمعیت اسلامی (از احزاب شیعه و هزاره اصلآ صحبت نکنیم که مراکز آنها در ایران و مورد حمایت این کشور بود.) از پاکستان ناراضی بودند. اما پاکستان هنوز، بویژه از طریق همبستگی پشتونهای دو طرف مرز، از حمایت آنها برخوردار است. وانگهی طالبان نمیتوانستند بدون حمایت پاکستان وجود داشته باشند. اما طی این ۴۰ سال اخیر احساسات ضد ایرانی در افغانستان ریشه عمیق دارد و برخی از اقوام کشور از نگاه فرهنگی، بخصوص تفوق زبان فارسی در افغانستان، و مذهبی (شیعه) همیشه نسبت به ایران احساس بدگمانی و خصومت داشتند. این خصومت علیه ایران طی ۱۸ سال اخیر به تاجیک ها و هزاره ها هم توسعه یافت. از یکطرف مهاجرین افغانی در ایران که همه آنها در جستجوی کار و درآمد بودند و از سوی بخشی ازواحد های امنیتی و یا مردم عوامی که خود آنها با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکردند و به ناحق تصور داشتند که افغانها باعث بیکاری و فقر آنها شده (این احساسات در اروپا عامل اصلی رشد بیسابقه احزاب راست افراطی و ضد خارجی شده)، با برخورد تحقیر آمیز مواجه میشدند و بنوبه خود احساسات ضد ایرانی در آنها رشد کرد. برخی از اپورتونیست های سیاسی احساسات ضد ایرانی را برای منافع سیاسی رشد میدادند مانند یک فعال “هزاره های سنی” در فیسبوک. برخی مهم دیگری هم که در قدرت بودند و میدانستیند که ارتقای آنها وابسته به بفاداری آنها به ارباب (امریکا) است سعی داشتند خود را از ایران کناره بگیرند. برخی از گفته های سران جمعیت اسلامی مانند عطا محمد نور شاهد این مدعامیباشد.
اما در این چند ماه اخیر چه گذشت ؟ شیوه ارتباط ایران با طالبان کاملآ با شیوه ارتباط امریکا، پاکستان، چین و حتی روسیه متفاوت است. در حالیکه امریکا بدون اطلاع و مشورت با حکومت کابل مذاکرات خود را با طالبان شروع کردند وترامپ آنها را “جنگنده های خوب” دانست. از حامیان طالبان مانند پاکستان، عربستان و امارات که حرف زدن بیفایده است. در حالی که تمام همسایه های افغانستان با طالبان راوطه برقرار کرده اند، ممکن بود که ایران راه دیگری در پیش بگیرد ؟ مسلمآ نه. ولی با آنهم شیوه دیالوگ میان ایران و طالبان کاملآ با ارتباط کشور های ذکر شد متفاوت است. حتی میتوان گفت که در اوضاعی که حکومت کابل در حال تجرید است و نمایندگان آنها عقب درهای بسته مذاکرات صلح قرار میگیرند و به همین علت “شورای عالی صلح” دیروز به حکومت توصیه نمود که از فرستادن یک هئیت به جلسه بعدی مذاکرات صلح خود داری کند. دیگر راهی نبود، طالبان رسمآ اعلام کرده بودند که با نمایندگان کابل (دولت نامشروع) روی یک میز نمیشینن، ایران به حیث یک حامی و «فرشته نجات»ایران ظاهر میشود.
ایران قبل از اینکه هئیت طالبان را در تهران بپذیرد، دبیر شورای امنیت ملی، علی شمخانی، عالیترین واحد امنیتی ایران، را به کابل فرستاد تا در مورد دیدار بعدی ایران و طالبان، کابل تا مطلع سازد و مواضع خود را با حکومت افغانستان هم آهنگ سازد. بعد از سفر هئیت طالبان به تهران، معاون وزیر خارجه ایران به کابل سفر نمود و مفاد مزاکرات ایران را به اطلاع دولت افعانستان رسانید. در این میان آنچه که مهم است این است که ایران با وضاحت از مواضع دولت افغانستان یعنی “مذاکرات مستقیم میان طالبان و دولت کابل«دفاع نمود. در این میان مقامات ایرانی اعلام داشتند که طالبان»نیروی مطلوب« آنها نیست. ولی مهمترین دستآورد اطلاعاتی که ایران با مذاکره با طالبان حاصل نموده و آقای شمخانی آنرا به آگاهی عمومی رساند در این است که بگفته وی “طالبان حاضر اند که سلاحش را کنار بگذارد». اگر این موضوع توسط خود طالبان تائید شود، نشان میدهد که ایران توانسته بیشتر از امریکا و دیگر متحدین آن در پروسه صلح از طالبان وعده ای با اهمیت بدست آورد. به هر صورت من برای اولین بار است که چنین حرفی را در مورد کنار گذاشتن سلاح توسط طالبان میشنوم.

مطالب مرتبط

یک نظر