اشرف‌غنی و امان‌الله؛ حاشیه‌ای بر رویاهای شاهانه آقای رییس

علیرغم ابهام و تردید سنگینی که بر انتخابات ریاست جمهوری پیش رو سایه انداخته‌است، اشرف‌غنی از معدود نامزدهایی است که همچنان مجدانه کمپاین می‌کند و در صحنه‌ کارزارهای انتخاباتی حضور دارد.

بخشی از تلاش‌های او برای تعبیر رویای شاهانه‌اش به‌منظور تکمیل «فصل ناتمام» امان‌الله خان صورت می‌گیرد. او در پنج سال گذشته نیز نشان داده‌است که علاقه‌ای وافر به ظهور به‌عنوان یک امان‌الله دیگر دارد.

رئیس حکومت وحدت ملی اخیرا در مصاحبه‌ای به‌ بهانه صدمین سالگرد استقلال افغانستان به‌عنوان «فصل ناتمام امان‌الله» گفت که «مدرنیزاسیون در لباس نیست؛ بل‌که در تفکر است» و تصریح کرد که «تاکید بر لباس غربی اشتباه امان الله» بود.

او گفت: «آرزوی امان‌الله خان که می‌خواهم برآورده کنم این است که افغانستان باید دارای یک سیستم پایدار و یک جمهوری باشد.»

آقای غنی گفت که علمای افغانستان در اجلاس قطر از سیستم دموکراتیک کشور دفاع کردند و آن‌ها خواهان ثبات و صلح در کشور هستند.

او با تأکید بر تداوم نظام گفت: «مردم افغانستان برای دستیابی به صلح و ثبات پایدار باید استقلال فکری، هویتی، اقتصادی و سیاسی داشته باشند.»

آقای غنی گفت قصرهای افغانستان برای نشان‌دادن هویت و تاریخ افغانستان در حال بازسازی هستند و دشمنان همواره در تلاش‌اند تا هویت افغان‌ها را نابود کنند و تاکید کرد که «سرمایه‌گذاری در هویت افغانستان به همان اندازه سرمایه‌گذاری در راه‌ها و تعمیرها مهم است».

این در حالی است که از دید منتقدان آقای غنی، تنها کاری که او در این مدت برای امان‌الله شدن و تعبیر این رویای شاهانه انجام داده، بازسازی قصرها از جمله قصر دارالامان در حومه جنوب غربی کابل بوده‌است.

البته در کنار این، او در نخستین‌ روزهای کاری‌اش، میز کار امان‌الله را نیز با حضور دختر پادشاه پیشین به دفتر کارش آورد تا نشان دهد که یک امان‌الله دیگر است.

با این حال، به نظر می‌رسد که او برای تعبیر این رویای شیرین و شاهانه، راه زیادی در پیش دارد. اگرچه آقای غنی بهتر از امان‌الله می‌داند که چگونه باید در جامعه سنتی افغانستان که هنوزهم عالمان دینی یک گروه فشار قدرتمند در برابر حکومت و دستگاه حاکمه محسوب می‌شوند، به ادبیات و اقدامات نمادینی متوسل شود که خشم این طیف را برنیانگیزد.

این‌که او تأکید می‌کند که در نشست قطر، علمای دینی از نظام دموکراتیک افغانستان حمایت کردند نیز نشانگر آن است که او برخلاف امان‌الله به‌جای اصرار بر استفاده اجباری از نمادهای فرهنگی غرب مانند کشف حجاب و… می‌‌خواهد مشروعیت اقداماتش را از علما بگیرد؛ اما مشکل او در این زمینه این است که با گروهی درگیر است که خود را نماینده تام‌الاختیار دین و مفسر و مجری بلامنازع احکام و دستورات شریعت می‌داند. گروه طالبان از مدارس دیوبندی‌ پاکستان، ظهور کرد و رهبران و فرماندهان آن را ملاهایی تشکیل می‌دهند که خود را مدار و محور تعیین حق و باطل و تشخیص احکام شرعی درباره کنش سیاسی و دولت‌داری می‌دانند. آن‌ها دولت غنی را «دست‌نشانده» امریکا و عامل «کفار» می‌خوانند و جنگ خود علیه آن را «جهاد» مقدس تلقی می‌کنند. در برابر چنین گروهی که نفوذ و سیطره چشمگیری بر بخش‌های وسیعی از کشور دارد، علم‌کردن چند عالم دینی با معاش و امتیازات دولتی، کاری بیهوده محسوب می‌شود.

نکته دیگر این است که اشر‌‌‌ف‌غنی برخلاف امان‌الله خان نمی‌تواند ادعا کند که حامی «استقلال» افغانستان است؛ زیرا او با حمایت قدرت‌های خارجی روی کار آمده و همین اکنون نیز برای بقای امریکا و هم‌پیمانانش در افغانستان، تقلا می‌کند. او می‌داند که بدون حمایت خارجی، یک هفته هم نمی‌تواند به اعمال قدرت‌اش به‌عنوان رییس دولت ادامه دهد.

آقای غنی باری گفت که استقلال سیاسی افغانستان با شمشیر امان‌الله خان به‌دست آمد و استقلال اقتصادی را او به ارمغان خواهد آورد؛ اما واقعیت این است که افغانستان در حال حاضر، فاقد استقلال سیاسی لازم است و روند جاری صلح، یکی از نمونه‌های واضح آن است. امان‌الله خان انگلیس را بیرون راند؛ اما آقای غنی برای حضور انگلیس و امریکا و دیگر هم‌پیمانان آن‌ها تلاش می‌کند. بنابراین این‌ موضع‌گیری‌های دوپهلو هم نمی‌تواند واقعیت ماجرا را تغییر دهد و از تلخی آن بکاهد؛ زیرا استقلال اقتصادی، بدون استقلال سیاسی، قابل دستیابی نیست. 

از سوی دیگر حتی در عرصه اقتصادی هم آقای غنی، کارنامه چندان قابل دفاعی ندارد. او علیرغم شعارهای رویاپردازانه و بلندپروازانه‌اش درباره تبدیل افغانستان به چهارراه ترانزیتی آسیا و قطب اقتصادی منطقه، به‌جز افتتاح نمادین چند دهلیز هوایی که اغلب آن‌ها هرگز مورد استفاده قرار نگرفتند و ایجاد پروژه‌هایی مانند تاپی که همچنان با مشکلات بزرگی در اجرایی‌شدن مواجه است، هیچ کار بزرگ و پایداری در زمینه استقلال اقتصادی انجام نداده‌است. در حال حاضر نیز بخش  بزرگی از بودجه ملی از کمک‌های خارجی تأمین می‌شود و حقوق کارمندان دولتی و نیروهای مسلح را خارجی‌ها می‌دهند. قطع این کمک‌ها به فروپاشی‌ نهادهای ملکی و نظامی تحت امر آقای غنی منجر خواهد شد.

بر این اساس، تصور می‌شود که آقای غنی با وجود تظاهر به امان‌الله شدن و پرورش رویای رنگین و شاهانه‌اش در این زمینه، در رسیدن به این آرزوی آزمندانه، ناکام خواهد شد و فصل سیطره دولت امانی همچنان ناتمام باقی خواهد ماند.

مطالب مرتبط