دموکراسی افغانی؛ استبداد اقلیت

دموکراسی براساس یک تعریف بسیط و ساده، حکومت مردم بر مردم است؛ یعنی حکومتی که با رأی مستقیم اکثریت مردم یک جامعه به میان می‌آید و از اقتدار مشروع که ریشه در حمایت فراگیر ملت دارد، برخوردار می‌شود.

از این منظر، حکومت دموکراتیک، برآیند اراده اکثریت است؛ اراد‌ه‌ای که اگرچه نقدهایی همانند عوام‌زدگی، پوپولیزم و فقدان قدرت تجزیه و تحلیل زوایای پنهان سیاست و قدرت از سوی توده مردم نیز بر آن وارد است؛ اما از قدیم‌الایام تاکنون عمده‌ترین ویژگی آن، اراده اکثریت بوده‌است. بر این اساس، نمی‌توان بربنیاد یک رویکرد تقلیل‌گرایانه، به‌منظور فراهم‌کردن مشروعیت و اقتدار مشروع برای نامزد برنده در یک رقابت دموکراتیک مبتنی بر انتخابات، تنها اراده اکثریت افرادی را در نظر آورد که در انتخابات شرکت کرده‌اند نه اکثریت عموم مردم واجد شرایط شرکت در انتخابات را.

این ایراد مهم را با یک مثال روشن‌تر می‌توان تبیین کرد. در افغانستان به‌طور تقریبی بیش از ۲۰ میلیون نفر واجد شرایط شرکت در انتخابات هستند یعنی بالای ۱۸ سال سن دارند؛ اما بربنیاد آمار رسمی کمیسیون‌ انتخابات، از این میان، تنها ۹ میلیون نفر یعنی کمتر از ۵۰ درصد افراد واجد شرایط رأی‌دهی برای شرکت در انتخابات، ثبت نام کرده‌اند.

با این‌همه در انتخابات ریاست جمهوری ششم میزان، تا آن‌جا که تاکنون مشخص شده، کمتر از ۲ میلیون نفر شرکت کردند.

با وجود این رویداد، اشرف‌غنی در روز رأی‌گیری گفت که جمهوریت به یک کلمه کلیدی در قاموس ملی ما بدل شده و تمام مردم آزاد افغانستان، جمهوریت را حیاتی دانسته و وسیله بقای آن را در انتخابات آزاد و سراسری مستحکم خواهند کرد.

آقای غنی همچنین در نخستین سخنرانی‌اش پس از پایان انتخابات نیز گفت مردم با رای‌دادن «تصویری از استقامت و مردم‌سالاری» را به نمایش گذاشته و «همه به صدای جمهوریت لبیک» گفتند.

به گفته او، حکومتی که در نتیجه این انتخابات برگزیده می‌شود تمثیل‌کننده اراده مردم خواهد بود.

این در حالی است که از دید صاحب‌نظران، آقای غنی ابتدا باید تعریف مورد نظر خود از «جمهوریت»، «مردم‌سالاری/دموکراسی»، «انتخابات آزاد و سراسری»، «حکومت برگزیده» و «اراده مردم» را مشخص کند؛ زیرا آنچه در انتخابات ششم میزان رقم خورد، با تعریف‌های متعارف از این مفاهیم، هیچ سنخیتی نداشت و در بسیاری از موارد چه بسا ضد آن بود.

به‌عنوان نمونه، همان‌گونه که در بالا نیز اشاره شد، حکومت دموکراتیک، حکومتی است که تمثیل‌کننده اراده اکثریت مردم باشد؛ اما در انتخابات ششم میزان، خبری از اراده اکثریت نبود؛ چون تنها دو میلیون نفر از حدود ۲۰ میلیون واجد شرایط مشارکت در رأی‌گیری، پای صندوق‌های رأی‌ رفتند. آیا در چنین شرایطی بازهم می‌توان حکومت آینده را «تمثیل‌کننده اراده مردم» دانست؟

از سوی دیگر، آقای غنی بر چه اساسی نتیجه گرفته‌است که «همه» مردم در انتخابات روز شنبه «به صدای جمهوریت لبیک گفتند»؟ به بیان روشن‌تر کدام «همه»؟! چطور می‌شود ۲ میلیون نفر را به‌جای ۲۰ میلیون نفر نشاند و نتیجه گرفت که رأی آن‌ها رأی به جمهوریت بود و حکومت برآمده از آن، تمثیل‌کننده اراده مردم است؟

یکی از اصول ثابت و اصلی دموکراسی‌، مشارکت است و این مشارکت است که به یک نظام دموکراتیک، مشروعیت می‌بخشد؛ زیرا جوهره دموکراسی و اصل اساسی آن «اصل حاکمیت مردم» است. حاکمیت مردم با دو مولفه «جمعی‌بودن اقتدار» و «مشارکت سیاسی» نمود می‌یابد؛ اما در انتخابات ششم میزان، حتی در شهرهای بزرگ و مناطق امن نیز سطح مشارکت بسیار پایین بود و این می‌تواند زنگ هشداری جدی و نگران‌کننده برای جمهوریت و دموکراسی و مشروعیت دموکراتیک حکومت آینده باشد و پایه‌های اقتدار مشروع دولت آینده را متزلزل سازد.

نکته دیگر این است که برای تضمین دموکراتیک‌‌بودن یک روند و حکومتی که از رهگذر آن شکل می‌گیرد، مردم فارغ از این‌که در کجای کشور و تحت چه شرایطی زندگی می‌کنند و به کدام طبقه اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، تعلق دارند، باید از امکانات و زمینه‌های مشارکت آزاد و برابر برای تعیین سرنوشت خود، برخوردار باشند. این در حالی بود که در انتخابات ریاست جمهوری ۶ میزان، این امکان برای همگان به‌طور یکسان مهیا نبود و در بسیاری از نقاط کشور به‌دلیل جنگ و تهدیدهای امنیتی، یا اصولا انتخابات برگزار نشد و یا طیف وسیعی از مردم نتوانستند از بیم ناامنی در آن شرکت کنند. این امر هم می‌تواند مشروعیت انتخابات روز شنبه را مخدوش کند و ماهیت دموکراتیک دولت آینده را زیر سؤال ببرد.

بر این اساس، آنچه در ششم میزان در افغانستان به نمایش درآمد، تمرین دموکراسی در ابعادی بسیار محدود و به‌صورت حداقلی بود. نتیجه این روند نه می‌تواند به مثابه لبیک به صدای جمهوریت، مبنای عمل حکومت آینده قرار بگیرد، نه تمثیل‌کننده اراده اکثریت مردم بود، نه به‌طور فراگیر و سراسری و آزاد برگزار شد و نه در نهایت می‌توان حکومت برآمده از چنین انتخاباتی را برگزیده اراده مردم دانست؛ مگر آن‌که آقای غنی و همفکران وی، با وارونه‌کردن مفاهیم بنیادین دموکراسی، به‌نام مردم‌سالاری، حکومت مبتنی بر استبداد اقلیت را انگ و رنگ دموکراتیک بزنند و برای آن، مشروعیت و اعتبار کاذب فراهم کنند.

مطالب مرتبط