۱۸ سال در جهنم؛ تا چشم باز کردیم، جنگ بود

به‌دنبال رویداد یازدهم سپتامبر، نیروهای امریکایی در ۷ اکتوبر ۲۰۰۱ میلادی مطابق با ۱۵ میزان ۱۳۸۰ خورشیدی به افغانستان حمله کردند. ۱۸ سال از این حمله که دلیل آن نابودی تروریزم خوانده شده‌بود، می‌گذرد؛ اما آگاهان نظامی می‌گویند، حمله امریکا به افغانستان نه‌تنها به ختم جنگ منجر نشد؛ بلکه سبب افزایش جنگ و گسترش گروه‌های تروریستی گردید.

در این میان، مؤسسه حمایت از کودکان، به مناسبت هجدهمین سالگرد حمله امریکا به افغانستان گفته‌است، ۱۸ ساله‌های امروز افغانستان تمام عمرشان را در جنگ سپری کرده‌اند. این مؤسسه از افغانستان به‌عنوان یک مکان خطرناک برای «کودکی» یاد کرده و گفته‌است که ۸۴ درصد از قربانیان مواد انفجاری باقی‌مانده از جنگ را کودکان زیر ۱۸ سال تشکیل می‌دهند.

براساس اعلام مؤسسه حمایت از کودکان، ۳٫۷ میلیون کودک به‌دلیل ناامنی از رفتن به مکتب محروم شده‌اند که ۶۰ درصد آنان را دختران تشکیل می‌دهند و همچنین به تعداد ۷۰۰ مکتب هم در سال گذشته میلادی به‌دلیل ناامنی و جنگ مسدود بوده‌است.

خبرگزاری افق به همین بهانه، به‌ سراغ پنج تن از افراد زیر ۱۸ سال رفته و تصور و دیدگاه آنان را در پیوند به جنگ و صلح جویا شده‌است.

ترس از ناامنی و جنگ
ترینا کریمی، دانشجوی تخنیک ثانوی است. او می‌گوید، جنگ و ناامنی و بی‌مسؤولیتی مسؤولان، زندگی را بر مردم دشوار ساخته و یک فضای مبهم را به‌وجود آورده‌است که مردم هیچ نمی‌دانند چه زمانی از دام جنگ رهایی می‌یابند و رنگ صلح را می‌بینند.

ترینا می‌گوید، تمام عمرش در ترس و نگرانی گذشته‌است. به گفته او حتی اگر آرامش هم بیاید، این ترس همراه آن‌ها تا مدتی وجود خواهد داشت. او می‌گوید، زندگی در سایه جنگ، بدترین تجربه زندگی است؛ چون اصلا به آمدن صلح باورمند نیست.

ترینا می‌افزاید، از روزی‌که خود را شناخته همواره شاهد جنگ و خشونت بوده‌است که این حالت از نظر او، تاثیر منفی عمیقی روی زندگی، عادات و رفتارش گذاشته‌است.

آثار ناامنی در رفتار و روان
گل‌افشان؛ دانشجوی تربیت بدنی می‌گوید، ناامنی و جنگ باعث شده‌است او نتواند به‌راحتی بیرون برود و درس بخواند.

گل‌افشان می‌افزاید، محیط جنگ و ناامنی باعث شده او و بسیاری از همقطارانش فکر آشفته داشته‌باشند و نتوانند به‌شکل درست فکر کنند و درس‌های‌شان را به پیش ببرند.

به‌گفته او، ترس از ناامنی موجب شد که آن‌ها تا یک هفته بعد از انتخابات هم نتوانند در صنف‌ درس‌شان حاضر شوند.

رؤیای صلح
رفیع‌الله یکی از دیگر از افرادی است که در جنگ به دنیا آمده و در جنگ بزرگ شده‌است. او در حالی که در جنگ رشد کرده، معتقد است که صلح نگرانی آینده کشور است.

رفیع‌الله می‌گوید که تلاش‌های صلح، صادقانه نبوده و مردم امیدواری چندانی به آمدن فضای آرام در کشور ندارند.

او از مسؤولان حکومتی انتقاد می‌کند که هیچ‌گاه به منافع مردم نیاندیشده‌اند؛ بلکه همواره در پی منافع شخصی‌شان بوده‌اند. رفیع‌الله می‌افزاید که مردم تشنه صلح اند؛ چون با آمدن صلح، زندگی رنگ زیبایی به خود می‌گیرد.

به گفته او، جنگ زندگی را بر مردم تلخ و سرد ساخته و مردم بیش از این توان جنگ و ناامنی را ندارند. به‌باور او، نیاز است تا مسؤولان حکومتی و افرادی که در زمینه صلح تلاش می‌کنند، صادقانه در پی آوردن آرامش در کشور باشند.

هیچ چیزی را به اندازه صلح، دوست ندارم
مرضیه؛ دختر نوجوانی که از بد روزگار در کنار جاده، کفش رنگ می‌کند، می‌گوید هیچ چیزی برای او به اندازه صلح دوست‌داشتنی و خواستنی نیست. او می‌افزاید که جنگ سبب شده تا او از زادگاهش فراری شود و در کابل هم روزگار بدی را تجربه کند.

مرضیه می‌گوید: «یکی از تاثیرات جنگ در زندگی من همین است که حالا به‌جای این‌که درس بخوانم، آمده‌ام گوشه‌ای، کفش رنگ می‌کنم تا لقمه نانی برای زنده‌ماندن پیدا کنم.»

به باور او، وقتی صلح بیاید، وضعیت زندگی مردم بهتر می‌شود و کودکان دیگر فرصت‌های طلایی زندگی‌شان را از دست نمی‌دهند.

برای کودکانی که ۱۸ سال اول زندگی‌شان را در جهنم جنگ، سپری کرده‌اند، ویرانگرترین چیز در زندگی، جنگ است و در برابر آن، صلح رویایی‌ترین خواسته‌شان است. آن‌ها می‌گویند که جنگ و ناامنی علاوه بر این‌که سبب شده تا آنان با ترس زندگی کنند، خیلی از فرصت‌ها را هم از آنان گرفته‌است.

مطالب مرتبط