آینده داعش؛ نه مرگ محتوم، نه بازگشت محتمل

پرسش‌ها درباره آینده داعش از زمانی قوت گرفت که نخستین نشانه‌ها از شکست و ریزش در بنای «خلافت» که زمانی مستحکم و شکست‌ناپذیر به‌ نظر می‌رسید در عراق و سوریه، آشکار شد.

داعش پس از پیش‌روی‌های برق‌آسا در عراق و سوریه و فتح بی‌درد سر اراضی گسترده‌ای از خاک دو کشور، دست کم در منظر هواداران رویاپردازش که آرمان احیای «خلافت» را در سر می‌پروراندند، به‌ اندازه‌ای مستحکم و مطمئن به نظر می‌رسید که هرگز کسی گمان نمی‌کرد که به سرعت در مسیر سقوط و تلاشی و فروپاشی قرار بگیرد.

در حالی که داعش هر روز سرزمین‌های بیش‌تری را تصرف می‌کرد، ماشین جنگی آن گروه نیز روز به روز، قدرتمندتر می‌شد. زمانی میلیون‌‌ها نفر در عراق و سوریه، عملا در سایه «خلافت» زندگی می‌کردند. برخی شاخه‌های محلی داعش در لیبی، مصر، نیجریه، فیلیپین، افغانستان و… نیز به سرعت فعال شدند.

افزون بر این‌ها خلافت عملا به مثابه یک نظام سیاسی- اداری مدرن عمل می‌کرد. داعش در حالی که بر مناطق نفت‌خیز عراق و سوریه، مسلط شده‌بود، دست به صدور سیستماتیک نفت زد، واحد پولی جدیدی به‌نام دینار داعش، جعل کرد، نظام اداری، قوانین و احکام ویژه برای اداره امور و پولیس خاصی برای اجرای این احکام به‌وجود آورد. همه‌چیز بسیار برنامه‌ریزی‌شده، سازمان‌یافته و سیستماتیک صورت می‌گرفت. برای هزاران هوادار دلسوخته‌ »خلافت» این یک رویا نبود، واقعیتی بود که هرروز، واقعی‌‌تر می‌نمود.

داعش با استفاده گسترده از شبکه‌های رسانه‌ای خود در پیام‌رسان‌های پرطرفدار، شبکه‌های اجتماعی و حتی ایجاد تلویزیون و سایت اینترنتی، یک ارتش سایبری قدرتمند را نیز به‌وجود آورده‌بود که همه‌روزه در راستای تبلیغ خلافت، کار می‌کرد. علاوه بر آن، نمایش صحنه‌های بی‌رحمانه قتل و کشتار و سربریدن و سوزاندن با استفاده از به‌روزترین تکنیک‌های سینمایی و فیلم‌برداری که در برخی موارد با فیلم‌های ژانر وحشت هالیوود، پهلو می‌زد، یکی دیگر از ابزارهای نیرومند داعش برای ترساندن دشمنان و جلب حمایت دوستانش بود. یکی از همان صحنه‌ها درباره آتش‌زدن معاذ الکساسبه؛ خلبان اردنی رخ داد که در آن، فضای فیلم‌برداری به‌گونه حیرت‌‌انگیزی هالیوودی به نظر می‌رسید.

چنین نیرویی با هزاران جنگجوی آماده مرگ از ۸۶ کشور جهان که جغرافیای سیاسی آرمانی‌‌اش را از شبه جزیره عربستان و شمال افریقا تا اندلس و خراسان بزرگ ترسیم کرده‌بود، آیا تصور می‌شد که روزی شکست بخورد و زمین‌گیر شود؟

داعش همه‌روزه مسلمانان را به ترک سرزمین «کفار» و «هجرت» به «دولت اسلامی» فرامی‌خواند؛ فراخوانی وسوسه‌انگیز برای میلیون‌ها نفر از کسانی که غلبه غیر مسلمانان را نوعی تحقیر تاریخی مسلمانان می‌انگاشتند و حمایت از داعش برای احیا و اعاده قدرت مضحمل‌شده «خلافت اسلامی» را یک ضرورت دینی فرض می‌کردند.

با این‌حال، سقوط سرزمین‌های تحت سلطه داعش بر میزان متصرفات آن گروه، غلبه کرد. داعش تحت سرکوب شدید روسیه و متحدانش از یکسو و ائتلافی متشکل از ۴۰ کشور جهان تحت رهبری امریکا از جانب دیگر، به سرعت در موضع تدافعی قرار گرفت.

شهرهای بزرگ زیر سلطه داعش در سوریه و عراق، آزاد شدند. پایتخت قدرت آن در موصل عراق و رقه سوریه، درهم‌شکست و در نهایت، داعش از یک قدرت مدعی «خلافت» به یک گروه پارتیزانی به‌شدت سرکوب‌شده، تبدیل شد، رهبرانش فراری و متواری شدند. ابوبکر بغدادی که با عبای بلند سیاه‌ نخستین‌بار با خطبه تاریخی‌‌اش در مسجد نوری موصل، لرزه بر اندام جهانیان انداخته‌بود، به‌گونه‌ای ناپدید شد که روسیه و امریکا چندبار مدعی کشتن او شدند؛ تا آنکه در نهایت، دونالد ترامپ، آخرین میخ را بر تابوب او کوبید و مدعی کشتن‌اش از سوی کماندوهای امریکایی در یک دخمه تاریک در ولایت ادلب سوریه شد.

گروه داعش با تأیید مرگ ابوبکر بغدادی، جانشین او را معرفی کرد.

یک کانال تلگرامی که اخبار داعش را پوشش می‌دهد، ابوابراهیم هاشمی قریشی را به‌عنوان رهبر جدید این گروه معرفی کرده‌است.

داعش در یک پیام صوتی همچنین مرگ ابوحسن مهاجر؛ سخنگوی این گروه را تائید کرده‌است.

ابوحمزه قریشی؛ سخنگوی جدید داعش از مسلمانان خواسته‌است با رهبر جدید داعش “بیعت” کنند.

ابوبکر بغدادی براساس روایت ترامپ در جریان حمله نیروهای امریکا در شمال غربی سوریه کشته شد.

ابوبکر بغدادی در پنج سال گذشته رهبر داعش بود و خود را «خلیفه مسلمانان» می‌خواند.

ترامپ گفته‌بود که جانشین «درجه اول» بغدادی نیز به‌دست نیروهای امریکایی کشته شده که به نظر می‌رسد منظور او ابوحسن مهاجر بود.

ارتش امریکا بعدا اولین تصاویر ویدیوییاز عملیات کشته‌شدن ابوبکر بغدادی را منتشر کرده؛ اما هیچ سند قابل تاییدی از صحت سناریوی مرگ او ارائه نکرد. امریکایی‌ها همچنین مدعی شدند که بقایای جسد بغدادی در دریا دفن کرده‌اند.

صرف نظر از این‌که روایت امریکا از مرگ بغدادی را قبول داشته‌باشیم یا نداشته‌باشیم، واقعیت این است که او دیگر مرده‌است و این ضربه‌ای سهمگین و سنگین بر پیکر داعش وارد می‌آورد و آرمان‌خواهان خلافت را عمیقا سرخورده و ناامید می‌کند.

اکنون یکبار دیگر این پرسش جدی مطرح می‌شود که چه آینده‌ای در انتظار داعش است؛ گروهی که نه سرزمین دارد، نه نظم اداری، نه پولیس مذهبی و نه یک نیروی منسجم نظامی که حاضر باشد برای ایدئولوژی تاریک و مرگبارش بارها بمیرد.

در حال حاضر، تنها یک پاسخ برای این پرسش وجود دارد: نه مرگ محتوم، نه بازگشت محتمل؛ بدین معنا که داعش نه به انداز‌ه‌ای مرده و نابود شده که بتوان به‌تمامی فراموشش کرد و نه آنقدر قدرت دارد که دوباره بازگردد و «خلافت» آرمانی‌اش را احیا کند. شاید سرنوشتی شبیه القاعده پسابن‌ لادن.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *