آیا ایران «متحد استراتژیک» افغانستان است؟

عبدالله که تاکنون تلاش کرده‌است از عقبه سیاسی خود به عنوان عضو فعال ائتلاف شمال به رهبری احمدشاه مسعود و پایه ثابت دولت به رهبری برهان‌الدین ربانی که عمیقا تحت نفوذ ایران بود، فاصله بگیرد و اتهام سنگین «وابستگی به ایران»‌ را از راه برقراری ارتباطات گرم و تنگاتنگ با دیپلمات‌های غربی، از سابقه سیاسی‌اش بزداید، به‌نظر می‌رسد در موسمی بد، مرتکب یک اشتباه بدتر شده‌است. او که در اوج تنش‌های انتخاباتی با اشرف‌‌غنی، یک‌بار دیگر به حمایت امریکا و دولت‌های غربی نیاز دارد تا این‌بار بتواند مانع از به قدرت‌رسیدن آقای غنی شود، با توصیف ایران به عنوان «متحد استراتژیک» افغانستان، ناخواسته در برابر سیاست اصولی غرب برای محدود کردن سلطه و نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه قرار گرفته‌ و دیپلمات‌های غربی را به یاد پیشینه پر اما و اگر خودش به‌ مثابه عنصری وابسته به ایران، انداخته‌است.

روابط افغانستان و ایران در دو دهه گذشته، مسیری نسبتا پایدار را طی کرده‌است. علیرغم حضور نیروهای خارجی به رهبری امریکا در افغانستان و مخالفت صریح و بی‌پرده جمهوری اسلامی با آن، رویکرد محوری سیاست خارجی کابل در رابطه با تهران و واشنگتن، رعایت نوعی تعادل و توازن بو‌ده‌است. مبنای این تعادل اما حفظ ارتباط همزمان با دو «متحد استراتژیک» نبوده‌؛ بلکه کابل همواره تلاش کرده‌است تا میان یک «متحد استراتژیک» و یک همسایه عادی و گاه نه چندان خوب که نسبت به همدیگر دشمنی دیرپا دارند، یک رابطه مدیریت‌شده و متوازن را ایجاد کند که طی آن، رابطه با ایران، استمرار یابد، بدون آن‌که این امر، خدشه‌ای به اتحاد استراتژیک با واشنگتن ایجاد کند و یا بالعکس، ایران «متحد استراتژیک» شود تا عرصه را برای واشنگتن در افغانستان تنگ کند.

با این‌همه، عبدالله عبدالله؛ رییس اجراییه حکومت وحدت ملی در دیدار با سفیر ایران در کابل، ایران را «متحد استراتژیک» افغانستان خوانده‌است.

رسانه‌های ایرانی گزارش داده‌اند که بهادر امینیان؛ سفیر ایران در کابل با عبدالله عبدالله دیدار کرده‌است.

این دیدار سه شنبه‌شب، ۳ جدی در کاخ سپیدار انجام شده‌است. آقای عبدالله در این دیدار تقرر امینیان، به عنوان سفیر ایران در افغانستان را تبریک گفته‌است.

بهادر امینیان هم تاکید کرده که توسعه و امنیت در افغانستان به معنای توسعه و امنیت در ایران است.

او افزوده که روابط دو کشور بر ارزش‌ها و پیوندهای مشترک تاریخی- فرهنگی استوار است.

در این دیدار همچنین دوطرف درباره انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، تلاش‌ها برای دست‌یافتن به صلح و روابط دوجانبه میان ایران و افغانستان بحث و تبادل نظر کرده‌اند.

عبدالله که تاکنون تلاش کرده‌است از عقبه سیاسی خود به عنوان عضو فعال ائتلاف شمال به رهبری احمدشاه مسعود و پایه ثابت دولت به رهبری برهان‌الدین ربانی که عمیقا تحت نفوذ ایران بود، فاصله بگیرد و اتهام سنگین «وابستگی به ایران»‌ را از راه برقراری ارتباطات گرم و تنگاتنگ با دیپلمات‌های غربی، از سابقه سیاسی‌اش بزداید، به‌نظر می‌رسد در موسمی بد، مرتکب یک اشتباه بدتر شده‌است. او که در اوج تنش‌های انتخاباتی با اشرف‌‌غنی، یک‌بار دیگر به حمایت امریکا و دولت‌های غربی نیاز دارد تا این‌بار بتواند مانع از به قدرت‌رسیدن آقای غنی شود، با توصیف ایران به عنوان «متحد استراتژیک» افغانستان، ناخواسته در برابر سیاست اصولی غرب برای محدود کردن سلطه و نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه قرار گرفته‌ و دیپلمات‌های غربی را به یاد پیشینه پر اما و اگر خودش به‌ مثابه عنصری وابسته به ایران، انداخته‌است.

بیشتر بخوانید:

ائتلاف شمال از همان آغاز مورد حمایت‌های وسیع ایران قرار داشت و بخش اعظم کمک‌های مالی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی به جریان‌های جهادی افغان را فرماندهان وابسته به جمعیت اسلامی دریافت می‌کردند که عبدالله عبدالله هم یکی از آن‌ها بود. شاید به همین دلیل، در روندهای قبلی انتخابات ریاست جمهوری، علیرغم تنش‌هایی که با کرزی داشت و با وجود شناخت دقیق و عمیق‌اش از اشرف‌غنی، غرب هرگز نخواست از ریاست جمهوری عبدالله حمایت کند؛ این در حالی بود که عبدالله دست کم در دو انتخابات ریاست جمهوری پیشین، آرای کافی برای تصاحب کرسی قدرت را نیز در اختیار داشت.

به نظر‌ می‌رسد پس از آن، آقای عبدالله هم متوجه نقطه ضعف خود شد و آن‌، سابقه وابستگی و ارتباط‌اش با ایران بود. به همین دلیل، او در انتخابات ۲۰۱۴ با یک تماس تلفونی باراک اوباما، نتیجه را به اشرف‌غنی واگذار کرد و بعد از آن، در طول دوران حضورش در دولت وحدت ملی، حتی زمانی که روابط ارگ ریاست جمهوری با واشنگتن، دچار تنش و بحران می‌شد، عبدالله همواره جانب واشنگتن را می‌گرفت. به عنوان مثال او در ماجرای حمله لفظی حمدالله محب به زلمی خلیلزاد، به شدت از امریکا و رویکردش در قبال صلح، دفاع کرد و محب را مورد سرزنش قرار داد. از سوی دیگر، وقتی ترامپ با تحقیر، از توانایی امریکا برای نابودی افغانستان سخن گفت، عبدالله عمدا در این‌باره سکوت کرد و هیچ واکنشی نشان نداد و بعدا در یک مصاحبه گفت که واکنش او فایده‌ای نداشته و سخنی بود که گفته شده‌بود!

با این‌همه اما تصور می‌شود که اظهارات تازه او مبنی بر این‌که ایران «متحد استراتژیک» افغانستان است، تمام رشته‌های او برای جلب نظر غرب را پنبه می‌کند و واشنگتن را عمیقا از او خواهد رنجاند.

ضمن آن‌که این نوع نگاه در افغانستان نیز منتقدان فراوانی دارد؛ زیرا از دید افغان‌ها کشوری که متهم به حمایت از طالبان، سوء استفاده از شهروندان افغان برای جنگ نیابتی در سوریه، بدرفتاری، تبعیض و برخوردهای نژادپرستانه با مهاجرین، دخالت پیوسته در امور داخلی افغانستان و… می‌باشد، چگونه می‌تواند «متحد استراتژیک» افغانستان باشد؟!

 

مطالب مرتبط