بایدها و نبایدهای گفتگو با طالبان

با تشکیل هیأت مذاکره‌کننده دولت و تسهیل روند تبادل زندانیان به نظر می‌رسد که زمان زیادی به آغاز گفتگوهای به اصطلاح «بین‌الافغانی» برای صلح باقی نمانده‌است. آنچه در این مرحله اهمیت اساسی دارد این است که این گفتگوها «بین‌الافغانی» باقی بماند. برای این منظور، چه‌چیزهایی را باید در نظر داشت؟

۱. نگاه ملی به مسایل ملی

نخستین مساله این است که همه اعضای هیأت مذاکره‌کننده دولت با یک نگاه مشترک مبتنی بر منافع ملی، وارد جریان گفتگو با طالبان شوند.

اعضای این هیأت با توجه به جو تنش‌آلود سیاسی، جناحی و قومی در داخل کشور، از میان طیف‌های گوناگون فراهم آمده و یک ترکیب ناهمگن و نامتجانس را شکل داده‌اند؛ اما این امر نباید به جریان گفتگوها با طالبان، سرایت کند. برای این منظور، یکایک اعضای این هیأت پیش از هر چیزی باید به این باور برسند که آنان نماینده مردم افغانستان هستند، آن‌ها آن‌جا هستند تا برای سرنوشت سیاسی و امنیتی افغانستان تصمیم بگیرند و نقشه راه چشم‌انداز استراتژیک کشور را تعیین کنند. بنابراین در گام نخست باید همه تعلقات، اعتقادات، حب و بغض‌ها، عصبیت‌ها، وابستگی‌های سیاسی، جناحی و قومی و ملاحظات و منافع سمتی، حزبی، گروهی و شخصی را کنار بگذارند و وارد یک مأموریت ملی شوند. بنابراین همه اعضای این هیأت باید نسبت به مسایل ملی، نگاه ملی داشته‌باشند.

۲. یک تیم، یک هدف

در مرحله دوم، آن‌ها باید به یاد بیاورند که با همه تفاوت‌های قومی و مذهبی، فاصله‌های فکری و اختلافات سیاسی‌ای که دارند، یک تیم مشترک را تشکیل داد‌ه‌اند که به نیابت از همه اقشارها و طیف‌های جامعه افغانستان و جریان‌ها و بازیگران اصلی سیاست و قدرت در داخل کشور، برای یک هدف مشترک، به مأموریتی عظیم و دشوار فرستاده شده‌اند.

آنان باید بدانند که این نه یک سفر سیاحتی است، نه یک سکوی پرش برای رسیدن به نام و نان و نه حتی فرصتی برای برکشیدن قوم و حزب و گروه و جریان و رهبر خود در برابر رقبا. تاریخ فردا عملکرد یکایک آ‌ن‌ها را بی‌رحمانه و بی‌هیچ ملاحظه‌ای مورد داوری قرار خواهد داد و آن‌ها مسؤول مستقیم هرگونه پیامد خوب یا بد توافقی خواهند بود که در پایان مذاکرات، رقم خواهد خورد. بنابراین هدف مشترک و نگاه یگانه مردم، جامعه و نسل‌های فردا به کارنامه و دستاورد آنان، باید اعضای هیأت مذاکره‌کننده را برای نیل به بهترین نتیجه، متحد کند.

۳. راهبرد مذاکرات صلح

تیم مذاکره‌کننده دولت همچنین قبل از آغاز گفتگو با طالبان باید بر یک راهبرد جامع مذاکره که مشمول همه بایدها و نبایدها، اصول کلی و جزئیات دقیق یک توافق باشد، به نتیجه برسد.

دستیابی به این مهم،‌ آسان نیست؛ زیرا همان‌گونه که در بالا هم اشاره شد، این تیم متشکل از یک ترکیب ناهمگن و غیر متجانس است و از دل یک بحران سنگین سیاسی بیرون آمده‌ و بدتر از همه این‌که عمدتا تحت فشار خارجی شکل گرفته‌است.

مطالب مرتبط:

حدود دو هفته پیش از آن‌که وزارت دولت در امور صلح رسما از تشکیل هیأت مذاکره‌کننده خبر بدهد، نخستین‌بار زلمی خلیلزاد؛ نماینده ویژه وزارت خارجه امریکا از آن پرده برداشت و آن را با احزاب و اقشار گوناگون در میان گذاشت. این امر، واکنش رحمت‌الله نبیل را نیز برانگیخت و آقای نبیل نسبت به شیوه گزینش اعضای این هیأت از زلمی خلیلزاد انتقاد کرد.

با این حساب، تصور نمی‌شود که در مدت‌زمان کوتاه از زمان تشکیل این هیأت، اعضای آن روی یک استراتژی جامع کار کرده‌باشند که بتواند رؤوس اساسی گفتگوها، خطوط سرخ و سبز، بایدها و نبایدها، اصول و جزئیات، و تصویر کامل یک آینده روشن و امیدبخش را ترسیم کند. اختلاف گرایش‌ها، تضاد منافع، فضای دوقطبی سیاسی، اعمال نفوذ پرفشار خارجی‌ها و… هم این امکان را محدودتر می‌کند.

با این‌همه، هیچ‌یک از این موارد، عدم تدوین یک راهبرد عمیق و معنادار و جامع و کامل برای گفتگو با طالبان را توجیه نمی‌کند و باید در نظر داشت که بدون چنین راهبردی، دستیابی به یک توافق خوب و مبتنی بر منافع استراتژیک ملی که برای همه مردم افغانستان، قابل قبول و سودمند و ثمربخش باشد، اگر غیر ممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود.

بر این اساس، در صورتی که موارد اشاره‌شده در بالا و بسیاری از موارد دیگر که بیان مشروح آن از عهده این مقال مجمل خارج است، در نظر گرفته نشود، نه تنها به آمال حداقلی صلح دست نخواهیم یافت؛ بلکه حتی نسبت به ماهیت «بین‌الافغانی» مذاکرات نیز تردیدهای جدی بروز خواهد کرد؛ زیرا به همان میزان که نسبت به استقلال و اعتنای طالبان به منافع، امنیت و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان تردید داریم و آن گروه را نیروی نیابتی همسایگان و رژیم‌های مداخله‌جوی منطقه و جهان می‌دانیم، هیأت مذاکره‌کننده هم می‌تواند تحت تأثیر فشارهای خارجی قرار بگیرد و تابع تطمیع یا تهدید عناصر بیگانه، نسبت به مسؤولیت خطیر تاریخی خود در رقم‌زدن سرنوشتی روشن برای افغانستان، اهمال کند؛ اما آنان باید بدانند که نخستین اشتباه در این زمینه، آخرین اشتباه خواهد بود و هیچ فرصت دوباره‌ای برای جبران خطا وجود نخواهد داشت.

 

مطالب مرتبط