در آستانه نشست سوم؛ راهبرد مسکو درباره صلح افغانستان

روسیه در افغانستان، منافع استراتژیک دارد. این منافع فراتر از آن چیزی است که امریکا از طریق مأموریت نظامی کنونی و روند جاری صلح با طالبان در پی آن است. روسیه به لحاظ سنتی افغانستان را بخشی از منطقه نفوذ خود تعریف می‌کند. نزدیک به ۱۰ سال حضور نظامی قوای شوروی، فرای بلندپروازی‌های توسعه‌طلبانه امپراتوری کمونیستی حاکم بر روسیه و اقتدار ۷۰ ساله کمونیزم در سراسر جهان، یک دلیل دیگر هم داشت و آن نگاه راهبردی روسیه به افغانستان بود. ضمیر کابلوف؛ نماینده ویژه رییس جمهور روسیه برای افغانستان گفته که کشورش بار دیگر نشستی جهانی در مورد افغانستان برگزار خواهد کرد.

آقای کابلوف اگرچه جزئیات زیادی در زمینه نداده؛ اما گفته‌است که این نشست در ماه فبروری ۲۰۲۱ یعنی همین ماه جاری سال میلادی برگزار خواهد شد.

او گفته که روسیه از مقام‌های کشورهای مختلف در این نشست دعوت کرده‌است.

به گفته او، در این نشست افزون بر موضوع صلح، موارد دیگر نیز مورد بحث قرار خواهد گرفت.

کابلوف پیش از این نیز گفته‌بود که در این مورد با خلیلزاد؛ نماینده امریکا برای صلح افغانستان نیز صحت کرده و موافقت او را به دست آورده‌است.

به گفته او، روسیه در مورد آینده افغانستان نگران است و به مشورت‌هایی در مورد این کشور ادامه خواهد داد.

این در حالی است که حنیف اتمر؛ وزیر امور خارجه هم به منظور یک سفر رسمی سه روزه وارد مسکو شده‌است.

برگزاری سومین نشست روسیه با محوریت موضوع صلح افغانستان، پیش از شکسته‌شدن رکود در مذاکرات دوحه برنامه‌ریزی شده و احتمالا هدف از آن، نشان‌دادن اقتدار دیپلماتیک و ابتکار عمل مسکو در عبور از بن‌بست در روند صلح افغانستان در شرایطی بوده که این روند در پی انتقال قدرت در واشنگتن، با مشکل رو به رو شده‌بود.

با این حال، اکنون که گفتگوهای صلح دوحه با چراغ سبز احتمالی واشنگتن به طالبان درباره اعتبار و مشروعیت توافق ترامپ – طالبان، دوباره از سر گرفته شده‌، روسیه همچنان مصمم به برگزاری سومین نشست صلح افغانستان است تا جایگاه خود به عنوان یک بازیگر قدرتمند در بزرگ‌ترین تحول سیاسی در منطقه را احراز کند.

روسیه در افغانستان، منافع استراتژیک دارد. این منافع فراتر از آن چیزی است که امریکا از طریق مأموریت نظامی کنونی و روند جاری صلح با طالبان در پی آن است. روسیه به لحاظ سنتی افغانستان را بخشی از منطقه نفوذ خود تعریف می‌کند. نزدیک به ۱۰ سال حضور نظامی قوای شوروی، فرای بلندپروازی‌های توسعه‌طلبانه امپراتوری کمونیستی حاکم بر روسیه و اقتدار ۷۰ ساله کمونیزم در سراسر جهان، یک دلیل دیگر هم داشت و آن نگاه راهبردی روسیه به افغانستان بود.

اگرچه اشغال افغانستان با پرداخت هزینه‌ای سنگین و در نبردی نیابتی میان دو ابرقدرت شرقی و غربی، سرانجام به زیان شوروی پایان یافت؛ اما این موجب نمی‌شود که روسیه کنونی به رهبری ولادیمیر پوتین که آشکارا قدرت متلاشی‌شده شوروی پیشین را احیا کرده و در حال گسترش دامنه نفوذ و هژمونی خود به ویژه در آسیا می‌باشد، دست از افغانستان بردارد و آن را به طور کامل به ناتو و امریکا واگذارد.

از جانب دیگر، روسیه نسبت به وضعیت امنیتی افغانستان نگران است و آن را خطری جدی برای گسترش ناامنی‌های بالقوه در مناطق نفوذ خود در آسیای مرکزی می‌‌داند. ظهور و توسعه پرسش‌برانگیز داعش در افغانستان و گسترش ملموس فعالیت‌های آن گروه و دیگر نیروهای پیکارجوی عمدتا متشکل از شهروندان کشورهای آسیای میانه در شمال افغانستان، روسیه را عمیقا نگران کرده‌است.

اگرچه مسکو پیش از این در چارچوب پیمان امنیت جمعی، اقدامات و رزمایش‌های هشدارآمیز نظامی را در نوار مرزی جمهوری‌های آسیای میانه با افغانستان برگزار کرده؛ اما این کافی نیست و مسکو مصمم است پرونده داعش را از داخل افغانستان نیز پی‌گیری کند و زمینه‌های مهار و سرکوب یا تضعیف این نیرو در نطفه را فراهم سازد.

به همین دلیل، روس‌ها به وضوح به طالبان نزدیک شده‌اند. دو هفته پیش، روسیه میزبان یک هیأت بلندپایه طالبان به رهبری ملا عباس استانکزی بود؛ کسی که در جریان همان سفر، دولت کنونی افغانستان را سد راه صلح توصیف کرد و استعفای اشرف‌غنی را پیش‌شرط طالبان برای همکاری با «دولت جدید» خواند. این موضع‌گیری با واکنش تند کابل مواجه شد. روسیه اما درباره آن اظهار نظر کرد. حدود یک هفته پیش، ضمیر کابلوف؛ فرستاده ویژه پوتین در امور افغانستان، رسما از تشکیل یک دولت انتقالی ائتلافی در کابل حمایت کرد؛ موقفی که بازهم واکنش منفی کابل را برانگیخت.

اکنون حنیف اتمر به روسیه رفته‌است تا با مایه‌گذاشتن از فعالیت‌های چپ‌گرایانه و کمونیستی و روابط سنتی‌اش با روس‌ها به نمایندگی از دولت افغانستان، تحرکات دیپلماتیک اخیر روسیه در قبال صلح افغانستان را مورد ارزیابی قرار دهد.

با این‌همه انتظار نمی‌رود که رویکرد راهبردی روسیه در قبال افغانستان تغییر کند. روسیه از بازگشت طالبان به مثابه «یک واقعیت» به عنوان بخشی از قدرت در دولت «آینده» حمایت می‌کند و همزمان طالبان را تنها نیرویی می‌داند که می‌خواهد و می‌تواند داعش را در افغانستان مهار کند و اجازه ندهد که پروژه توسعه داعش و صدور تروریزم از افغانستان به آسیای مرکزی و از آن‌جا به حوزه قفقاز و روسیه، عملیاتی شود.

مطالب مرتبط