افغانستان پساامریکا؛ صلح پایدار یا فروپاشی کامل؟

تصمیم جو بایدن برای خروج کامل نظامیان امریکایی از افغانستان در شرایطی که هنوز هیچ توافق صلحی میان دولت و طالبان به امضا نرسیده، جنگ و خشونت در اوج خود است و طالبان خود را فاتح جنگ با امریکا و ناتو می‌دانند، آینده افغانستان را با ابهام رو به رو کرده‌است. در کابل، دولتمردان به صورت ضد و نقیضی درباره این تصمیم که چندان هم غافل‌گیر‌کننده و غیر قابل انتظار به نظر نمی‌رسید، واکنش نشان داده‌اند. رییس مجلس درباره وقوع جنگ داخلی، هشدار داده، رییس شورای عالی مصالحه نسبت به صلح با طالبان ابراز امیدواری کرده و ارگ ریاست جمهوری از آمادگی نیروهای امنیتی برای دفاع از کشور در صورت استمرار کمک‌های مالی جهان، سخن گفته‌است.

حمدالله محب؛ مشاور امنیت ملی اشرف‌غنی هم می‌گوید با وجود طرح خروج کامل نیروهای امریکایی، متحدان غربی کابل «اطمینان داده‌اند که حمایت آن‌ها از نیروهای امنیتی افغانستان ادامه خواهد یافت».

او که در «نشست رایزنا» به میزبانی هند گفت که در روزهای پیش‌ رو یک تیم مشترک دولت افغانستان، امریکا و ناتو روی برنامه انتقال کامل مسئولیت امنیت به دولت افغانستان کار خواهد کرد.

آقای محب گفت نیروهای امنیتی افغانستان سال‌هاست «به صورت مستقلانه مسئولیت دفاع» از این کشور را بر عهده دارند و با ادامه حمایت مالی جهان، در مورد توانایی این نیروها نگرانی وجود ندارد.

آقای محب افزود که گروه طالبان شانسی ندارد که قدرت را در افغانستان به زور بگیرد و اگر این گروه از فرصت به وجود آمده برای صلح استفاده نکند، «جنگ‌ها در افغانستان تشدید خواهد شد؛ اما هیچ‌کسی به طالبان اجازه نمی‌دهد با زور به قدرت برسد».

هیچ اطمینانی وجود ندارد که ارزیابی‌های آقای محب آن‌گونه که او نتیجه گرفته، به طور کامل و بدون هیچ‌گونه اشتباهی عملیاتی شود. او پیش از این نیز گفته‌است که افغانستان انتظار ندارد جهان برای همیشه به حضور نظامی‌اش ادامه دهد؛ اما در حال حاضر، نیروهای امنیتی افغان برای ادامه بقا و حیات خود، همچنان متکی به کمک‌های خارجی‌ اند.

با این حال، بدون دستیابی به یک توافق صریح و قابل اعمال صلح، معلوم نیست که نیروهای امنیتی کشور تا چند سال دیگر قادر به ادامه یک جنگ فرساینده و مرگبار خواهند بود. این تردید ریشه در دو واقعیت مهم دارد: یکی خروج کامل قوای خارجی و از میان رفتن یک پشتوانه راهبردی برای کمک به نیروهای افغان در نبرد با طالبان، و دوم احتمال قریب به یقین افزایش چندین‌برابری قدرت جنگی طالبان پس از خروج خارجی‌ها برای تصاحب کامل قدرت، اشغال مراکز شهری و وارد کردن ضربات‌ سهمگین بر نیروهای امنیتی که ماه‌هاست در موضع تدافعی قرار دارند.

با این حساب، وضعیت به مراتب بدتر و بحرانی‌تر خواهد شد.

در این میان، باید راهی برای سازش پیدا شود؛ راهی که بتواند به جنگ‌های جنون‌آمیز جاری، پایان دهد یا دست‌کم از حجم سنگین خشونت‌های خونینی که اکنون شاهد هستیم کم کند تا طر‌ف‌های درگیر وارد یک فرایند هرچند دشوار و طولانی رایزنی‌های صلح شوند.

شکی نیست که این مهم از عهده‌ طرف‌های متخاصم افغان، خارج است؛ زیرا اول این‌که یک مرجع مورد اعتماد طرفین جنگ در داخل کشور برای سازمان‌دهی و رهبری گفتگوهای صلح وجود ندارد و دوم این‌که جنگ افغانستان، تنها جنبه داخلی ندارد؛ بلکه جوانب بسیار پیچیده خارجی، منطقه‌ای و بین‌المللی دارد که بدون در نظر گرفتن آن، دستیابی به یک صلح پایدار، ناممکن است.

با این‌ وجود، همه طرف‌ها باید به این نتیجه برسند که حفظ یا تصاحب قدرت از راه زور، امکان‌پذیر نیست. این ‌چیزی است که حمدالله محب درباره طالبان گفته؛ اما واقعیت این است که برای دولت مستقر هم ادامه قدرت خود به صورتی که اکنون وجود دارد در نبود حمایت مستقیم حامیان غربی آن بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین، ادامه جنگ، حاصلی جز فروپاشی کامل در پی نخواهد داشت و طالبان هم دیر یا زود به این نتیجه خواهند رسید که تضعیف یا سرنگونی دولت مستقر، تنها مانع در مسیر رسیدن آن‌ها به قدرت نیست؛ بلکه سلاح‌های پنهان دیگری نیز هست که در صورت ادامه اقتدارگرایی و یکه‌تازی سرکوبگرانه آن گروه از سوی قومیت‌ها، احزاب و جریان‌ها و جناح‌های مختلف داخلی به کار گرفته خواهد شد و به این ترتیب، جنگ جاری به نحو مهارناپذیری گسترش خواهد یافت تا افغانستان به ورطه فروپاشی کامل و بازگشت‌ناپذیر هدایت کند. برای اجتناب از این نتیجه محتوم، تنها یک راه وجود دارد و آن پذیرش قواعد بازی در زمین صلح و سیاست است که نیازمند انعطاف، خویشتن‌داری و فداکاری همه‌ طرف‌ها به نفع یک هدف بزرگ ملی است که در آن همه طیف‌ها و طرف‌ها حق مشارکت عادلانه در قدرت را پیدا کنند.

مطالب مرتبط