دولت انتقالی؛ موافقت مشروط اشرف‌غنی به معنای چیست؟

تابو و طلسم دولت موقت یا انتقالی صلح در حال شکسته‌شدن است؛ چیزی که از نظر بسیاری از طرفداران صلح، از پیامدهای اجتناب‌ناپذیر هرگونه توافق میان طرف‌های متخاصم محسوب می‌شود؛ اما اشرف‌غنی؛ رییس جمهوری و طیفی از مشاوران او پیش از این، آن را بازگشت به گذشته دانسته و کاملا مردود می‌دانستند. اینک اما به نظر می‌رسد که یک تغییر اصولی در مواضع مخالفان ایده دولت انتقالی رخ داده‌است.اشرف‌غنی؛ رییس جمهوری به تازگی در مقاله‌‌ای در مجله امریکایی فارین افرز (Foreign Affairs) برای اولین بار به ایجاد اداره انتقالی چراغ سبز نشان داده و گفته‌است برای به نتیجه‌رسیدن مذاکرات صلح «طرف‌ها باید روی ایجاد یک اداره انتقالی گفتگو کنند و تصمیم بگیرند».

آقای غنی نوشته‌است: «اگرچه ساختار جمهوری باید دست‌نخورده باقی بماند؛ اما یک دولت انتقالی صلح می‌تواند نظم و استمرار را در زمان برنامه‌ریزی و برگزاری انتخابات حفظ کند.»

او نوشته‌است: «دوره این دولت انتقالی باید کوتاه باشد و به محض این‌که انتخابات ریاست جمهوری، پارلمانی و محلی، رهبری جدید را انتخاب کرد، به پایان برسد.»

او اضافه کرده که «من در چنین انتخاباتی کاندیدا نمی‌شوم و حاضرم قبل از پایان رسمی دوره فعلی‌ام استعفا بدهم، اگر به این معنی باشد که جانشین منتخب من ماموریتی برای پیشبرد برنامه صلح داشته‌باشد.»

موضع جدید آقای غنی می‌تواند امیدها به ایجاد دولت انتقالی صلح را بار دیگر تقویت کند و یک مشوق وسوسه‌انگیز برای طرف‌های مذاکره محسوب شود تا به میز گفتگو بازگردند و رکود و بن‌بست موجود در این روند را بشکنند.

اما درباره تصمیم تازه رییس جمهوری، ابهامات و پرسش‌هایی نیز وجود دارد. از جمله این‌که شرایط آقای غنی برای تشکیل دولت انتقالی چیست و این دولت تحت چه شرایطی و چگونه شکل خواهد گرفت، چه کسی رهبری آن را بر عهده خواهد گرفت و سازوکار سهمیه‌بندی میزان مشارکت دولت و طالبان و دیگر جریان‌های سیاسی و قومی در آن به چه صورت خواهد بود؟

یکی دیگر از مسایل این است که آقای غنی در مقاله مورد اشاره، یک‌بار دیگر تأکید کرده‌است که ساختار نظام جمهوری باید دست‌نخورده باقی بماند، دوره دولت انتقالی، کوتاه باشد و انتخابات، سرنوشت رهبری آینده کشور را تعیین کند.

با این حساب، از هم‌اکنون می‌توان نتیجه گرفت که رییس جمهوری با قرار دادن موانع بزرگ در مسیر دولت انتقالی و تحولات سیاسی پس از آن، عملا امکان تحقق آن را منتفی کرده‌است؛ زیرا طالبان نه ساختار نظام جمهوری را به رسمیت می‌شناسند و قبول دارند و نه تعهدی در قبال انتخابات به عنوان تنها مسیر مشروع برای تعیین رهبر دولت آینده دارند.

رییس جمهوری همچنین تأکید کرده‌است که دوره دولت انتقالی باید پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، پارلمانی و محلی به پایان برسد و دولت منتخب جدید، جای آن را بگیرد. این در حالی است که حتی در دوره سلطه خود او انتخابات محلی برگزار نشده و انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی هم با اما و اگرهایی همراه بوده که عملا مشروعیت و اعتبار آن‌ها را مخدوش کرده‌است.

با این وصف، نمی‌توان انکار کرد که ایده آقای غنی برای آینده سیاسی افغانستان، روی کاغذ بسیار رویایی است و نمی‌توان از آن حمایت نکرد؛ اما نباید فراموش کرد که طرف دیگر هرگونه توافق احتمالی صلح، طالبان هستند؛ گروهی که نظام کنونی و ارزش‌های مترقی آن را از بنیاد قبول ندارد و برای براندازی آن می‌جنگد. طالبان همچنین از یک نظم سیاسی، قومی و ایدئولوژیک نمایندگی می‌کنند که به سادگی نسخه‌های بدیل را برنمی‌تابد و در صدد تحمیل و تحقق خود از مسیرهای صلح سیاسی یا غلبه نظامی است.

با این وجود، حتی اگر هیچیک از شرایط وضع‌شده از سوی آقای غنی برای تشکیل دولت انتقالی صلح و رسیدن به یک نظم سیاسی پایدار، عملیاتی نشود، اعلام آمادگی مشروط او برای کناره‌گیری زودهنگام از قدرت و عدم تمایل‌اش به حضور در انتخابات آینده، یک گام مثبت است و می‌توان ادعا کرد که او با اعلام این موضع، توپ را به زمین طالبان انداخته‌است و در صورتی که آن گروه، موافقت مشروط اشر‌ف‌غنی با ایجاد دولت انتقالی صلح و آمادگی او برای استعفای زودهنگام را نادیده بگیرد و همچنان از شرکت در گفتگوها خودداری کند، در آن صورت، طرف‌های داخلی و خارجی حامی صلح و نیز تاریخ و نسل‌های آینده، اشرف‌غنی را به عنوان مانع اصلی صلح، مورد عتاب و سرزنش قرار نخواهند داد؛ بلکه طالبان به مثابه جریانی جنگ‌افروز و صلح‌ستیز، عامل اصلی فجایع و مصایب بعدی شناخته خواهند شد.

مطالب مرتبط