مخربان صلح چه کسانی هستند؟

تردیدی نیست که صلح افغانستان، دشمنان قدرتمندی دارد؛ به اندازه‌ای قدرتمند که توانسته‌اند صلح را به محاق ببرند و جنگ را به نحو کم‌پیشینه‌ای تشدید و تقویت کنند؛ اما مساله اصلی شاید این باشد که دشمنان صلح، آن‌هایی که این روند را تخریب می‌کنند و از آنان به عنوان «مخربان صلح» یاد می‌شود، چه کسانی هستند؟ اهداف و منافع آن‌ها چیست که در جنگ تأمین می‌شود و در صلح به خطر می‌افتد؟وزارت خارجه افغانستان برای نخستین‌بار به کاربرد اصطلاح «مخربان صلح» در اظهارات مقامات پاکستانی واکنش نشان داده و گفته‌است «مخربان صلح آن‌هایی اند که به خون‌ریزی در افغانستان ادامه داده‌اند».

وزارت خارجه گفته «مخربان صلح آن‌هایی استند که به خواست برحق مردم افغانستان و جهان برای صلح جواب رد داده و جنگ را تشدید کرده‌اند». این وزارتخانه تصریح کرده که مخربان صلح را همه می‌شناسند.

مقامات پاکستانی همیشه ادعا کرده‌اند که «مخربان صلح» در داخل و خارج از افغانستان کوشش دارند این پروسه ناکام شود.

در آخرین مورد سه روز پیش، شاه‌محمود قریشی؛ وزیر خارجه پاکستان در دیدار با میررحمان رحمانی؛ رییس مجلس نمایندگان گفت باید در برابر نقش مخربان صلح، چه در داخل و چه در بیرون از افغانستان هوشیار بود.

با آن‌که مقامات پاکستان به طور واضح از شخص یا کشور خاصی به عنوان مخربان صلح نام نبرده‌اند؛ ولی تصور می‌شود اشاره آن‌ها به هند و شماری از مقامات دولت افغانستان باشد.

در جانب مقابل هم مخربان صلح، مصادیق خاص خود را دارد. به بیان روشن‌تر، دولت‌های افغانستان و هند، پاکستان و گروه‌های پیکارجوی مورد حمایت آن کشور را عامل اصلی تخریب روند صلح می‌دانند.

به این ترتیب، به نظر نمی‌رسد این مسیر به نقطه‌ای برای توافق نزدیک شود؛ زیرا تصور می‌شود که خود صلح، از دید دوطرف، تعاریف متفاوت و متعارضی دارد.

از نظر کابل، صلح باید در چارچوب اصول و ارزش‌های نظام جمهوری، قانون اساسی و اصل انتخابات صورت بگیرد و مهم‌تر از آن، طالبان به عنوان یکی از اطراف اصلی آن، ارتباط و وابستگی خود به پاکستان را قطع کنند، آتش‌بس سراسری را بپذیرند و بدون سلطه و نفوذ قدرت‌های خارجی، در  شرایطی برابر و عادلانه با دولت به گفتگوی سازنده بپردازند.

اسلام‌آباد اما تصور می‌کند که اشرف‌‌غنی و مجموعه‌ای از همفکران او در ارگ و سایر دستگاه‌های دولتی و امنیتی، موانعی در مسیر «صلح»‌ هستند و قصد ندارند برای رسیدن به صلح، قربانی بدهند و قدرت را ترک کنند.

در مقابل، به باور کابل، پاکستان از صلحی حمایت می‌کند که به سلطه حداکثری طالبان و احیانا بازگشت رژیم امارت بیانجامد و یک دولت سرسپرده و دست‌نشانده اسلام‌آباد را در کابل روی کار بیاورد. مقام‌های کابل در عین حال، تأکید می‌کنند که پاکستان به حمایت‌های بی‌دریغ خود از گروه‌های شبه نظامی ادامه می‌دهد تا بخش‌هایی از خاک افغانستان را اشغال کرده و به خاک خود ضمیمه کند؛ اتهامی تکان‌دهنده و تنش‌زا که چندی پیش از سوی حمدالله محب؛ مشاور امنیت ملی اشرف‌غنی، مطرح شد و گفته می‌شود که پاکستان در واکنش به آن، کار رسمی با آقای محب را متوقف کرده‌است.

به این ترتیب، مخربان صلح در هر دو سوی این جبهه وجود دارند. آن‌ها هنوز نتوانسته‌اند بر سر تعریفی یگانه از صلح به توافق برسند؛ صلحی که هم به توقف جنگ و بحران و خشونت و خون‌ریزی بیانجامد و هم متضمن تسلط مردم افغانستان بر سرنوشت خویش باشد. به بیان کوتاه، صلحی که حاوی استقلال سیاسی، حافظ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی و متضمن حقوق اساسی مردم افغانستان باشد و برای آن‌ها دارای معنا و پیامد ملموس و معنادار باشد.

مخربان صلح چون نمی‌توانند صلح مورد نظر خود را محقق سازند، به جنگ دامن می‌زنند، کشتار را توسعه می‌دهند و بر آتش خشونت‌های خونین می‌دمند؛ وضعیتی که بزرگ‌ترین قربانی آن مردم افغانستان هستند.

با این‌همه نمی‌توان انکار کرد که دولت افغانستان تاکنون همه گام‌های لازم را برای تحقق صلح برداشته‌است. از جمله آزادی هزاران زندانی به ویژه صدها زندانی خطرناک طالبان، گامی بزرگ در مسیر صلح بوده که هرگز آن‌گونه که انتظار می‌رفت، از طرف مقابل، پاسخ شایسته و عادلانه‌ای دریافت نکرده‌است.

دولت در عین حال، با حسن نیت، بارها آمادگی‌اش را برای کاهش جنگ و استقرار آتش‌بس اعلام کرده و گفته‌است که حاضر است درباره مسایل اساسی و بنیادینی مانند تعدیل قانون اساسی، نوع نظام سیاسی و حتی رهبری کنونی دولت، مذاکره کند؛ اما این مشوق‌ها همچنان نتوانسته موانع بزرگ موجود در مسیر صلح را از میان بردارد؛ زیرا مخربان صلح نمی‌خواهند این اتفاق بیافتد، مادامی که صلح مورد نظر خودشان را تحمیل کنند؛ اگر نه با گفتگو و دیاگوک، با جنگ و جنایت و کشتار و ترور.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *