پیامدهای جنگ پاکستان و هند در زمین افغانستان

موئید یوسف؛ مشاور امنیت ملی پاکستان، هند را به فرستادن تروریست زیر نام کارگران برای توسعه در افغانستان متهم می‌کند و می‌گوید که هندوستان در ۲۰ سال گذشته افغانستان را به پناهگاه تروریست‌ها بدل کرده‌است. مشاور ارشد نخست‌وزیر پاکستان در امور امنیت ملی گفته‌است: «هند افراد خود را در هیأت کارگرانی که برای توسعه کار می‌کنند به افغانستان می‌فرستد تا آنان از آن طریق تروریزم را به پاکستان بکشانند.»

موئید یوسف افزوده‌است که این کار هند برای پاکستان پذیرفتنی نیست. به گفته او افغانستان نباید با این کار هند به مکان امن تروریست‌ها مبدل شود.

این در حالی است که یکی از قدرت‌هایی که در منطقه همواره مترصد وضعیت امنیتی افغانستان بوده و از روند رویدادهای جاری ابراز نگرانی کرده‌، هند است.

هند رقیب سنتی و دشمن دیرینه پاکستان محسوب می‌شود.

اسلام‌آباد و دهلی ‌نو هردو به مثابه قدرت‌های اتمی در جنوب آسیا بارها تا آستانه جنگ تمام‌عیار پیش رفته‌اند.

کارشناسان مسایل استراتژیک، همسایگی این دو کشور اتمی را به انبار باروت تشبیه می‌کنند و معتقد اند که هرگونه رویارویی مستقیم و جنگ تمام‌عیار میان دو کشور به سرعت فراگیر خواهد شد و کل منطقه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

با این حال از نگاه برخی دیگر از ناظران، این جنگ پیش از این به صورت نیابتی آغاز شده‌است و یکی از کشورهایی که هزینه سنگین این جنگ را می‌پردازد، افغانستان است.

از نظر هند، رژیم اسلام‌آباد، ارتش و سازمان جاسوسی آن کشور به طور مستقیم و پیوسته از تروریزم در افغانستان حمایت می‌کنند، افراط‌گرایی اسلامی را گسترش می‌دهند و با تشکیل گروه‌های مختلف بنیادگرا سعی در تبدیل افغانستان به عمق استراتژیک خود و کانون پرورش و صدور تروریزم بنیادگرا به کشورهای هدف دارند.

البته این صرفا یک ادعا نیست. شواهد محکم و متقنی وجود دارد که نشان می‌دهد پاکستان همواره از تروریزم حمایت می‌کند و تروریزم مدرن، محصول ایدئولوژی مسلط بر مدارس مذهبی پاکستان است. با این حال این ادعا هم وجود دارد که قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی دیگری نیز در تولید و بازتولید تروریزم با پاکستان هم‌دست و هم‌داستان هستند.

از نظر دولت دهلی نو، طالبان یکی از محصولات کارخانه‌های تولید تروریزم پاکستان است که به هدف اشغال افغانستان توسط رژیم اسلام‌آباد ساخته شده‌است.

به همین دلیل قدرت‌گیری طالبان در افغانستان یک نگرانی جدی برای هند محسوب می‌شود.

اگرچه در هفته‌های گذشته، گزارش‌های مبنی بر ارتباط برخی مقام‌های امنیتی دولت هند با مذاکره‌کنندگان طالبان در قطر منتشر شده؛ اما کارشناسان می‌گویند تا زمانی که رابطه پاکستان و طالبان همچنان مستحکم باشد، هرگونه ارتباط راهبردی میان طالبان و هند منتفی است.

اتهام‌های تازه مشاور امنیت ملی پاکستان بر هند مبنی بر صدور تروریزم از سوی دولت دهلی به افغانستان زیر نام کارگران برای توسعه نیز شاهدی دیگر از جنگ نیابتی دو کشور در زمین افغانستان به حساب می‌آید.

در کنار این اتهامات می‌توان به ادعاها و شایعاتی اشاره کرد مبنی بر این‌که هند در حال ارزیابی راه‌های تشکیل یک نیروی ضد تروریستی در تبانی و همکاری استراتژیک با دولت افغانستان است.

هنوز هیچ شاهد محکمی در این زمینه ارائه نشده‌است؛ اما کارشناسان می‌گویند که دولت هند هیچ چاره‌ای جز مقابله با نفوذ و هژمونی اسلام‌آباد در افغانستان ندارد.

از سوی دیگر در صورتی که سران دهلی ‌نو اراده کنند این‌گونه همکاری با دولت افغانستان کاملا امکان‌پذیر است؛ زیرا دو کشور روابط راهبردی دارند و در این زمینه سند رسمی امضا کرده‌اند.

هند همچنین نمی‌تواند بپذیرد که حوزه نفوذ پاکستان به یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه نیز گسترش پیدا کند و به این ترتیب امنیت و حاکمیت ملی هندوستان از طریق افغانستان و دیگر اقمار تحت سلطه رژیم اسلام‌آباد در منطقه جنوب آسیا مورد تهدید واقع شود.

با توجه به این واقعیت‌ها و با در نظر داشت اتهامات تازه موئید یوسف؛ مشاور امنیت ملی پاکستان علیه هند و نیز بر بنیاد آنچه در عرصه نبردهای میدانی در افغانستان جریان دارد، به نظر می‌رسد که کشور ما عملا به سمت رویارویی قدرت‌های منطقه‌ای و دشمنان سنتی مانند هند و پاکستان هدایت می‌شود.

نکته نگران‌کننده این است که دولت افغانستان نیز در شرایطی که از سوی متحدان به اصطلاح استراتژیک خود در نبردی فرساینده و نفس‌گیر با طالبان مورد حمایت پاکستان، تنها رها شده برای مهار طالبان و پاکستان و غلبه بر وضعیت موجود چاره‌ای جز تمکین در برابر اهداف و خواسته‌های استراتژیک قدرت‌هایی مانند هند ندارد؛ اما این در بلندمدت می‌تواند عواقب زیان‌باری برای امنیت و حاکمیت ملی افغانستان در پی داشته باشد؛ زیرا از یک‌سو کشور ما را به میدان جنگ نیابتی همیشگی قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل می‌کند و از سوی دیگر، استقلال و اراده مردم افغانستان را دستمایه تحقق اهداف استراتژیک و تقابل راهبردی دولت‌های رقیب در منطقه و فرامنطقه می‌سازد.

مطالب مرتبط