۱۱ سپتامبر از اتحاد تا جدایی دوسوی آتلانتیک

۲۰ سال از لشکرکشی تاریخی امریکا و متحدان اروپایی آن به افغانستان گذشت؛ ۲۰ سالی که در آن بسیاری از معادلات تغییر کرد و انتظار می‌رود از این پس، هیچ‌چیزی مثل قبل نخواهد شد از جمله روابط متحدان سنتی یعنی امریکا و اروپا در دوسوی آتلانتیک.۲۰ سال پیش از امروز در امریکا حادثه‌ای اتفاق افتاد که اتحاد و پیوند قدرت‌های غربی با محوریت امریکا را به طور قابل توجهی استحکام بخشید و تقویت کرد. تاثیر این رویداد به اندازه‌ای بود که هرگز هیچ‌کس انتظار نداشت که ۲۰ سال بعد، شکافی عمیق میان دو سوی آتلانتیک به وجود بیاید به اندازه‌ای که اروپا با توجه به تردید و تزلزل حامی راهبردی خود یعنی ایالات متحده در حمایت از امنیت قاره سبز، در اندیشه مسیرهای جایگزین باشد.

به بیان بهتر همان‌گونه که حمله نظامی امریکا به افغانستان قدرت‌های دوسوی آتلانتیک را بر یک محور مشترک متحد کرد، ۲۰ سال پس از آن، امضای پیمان یک‌جانبه صلح میان ایالات متحده و طالبان که یکی از پیامدهای مهم و جدی آن، خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان بود موجب جدایی امریکا و اروپا شد یا این جدایی را تعمیق و تسریع و تشدید بخشید.

دونالد ترامپ؛ رییس جمهوری پیشین امریکا تصمیم گرفت تا سربازان امریکایی را از جنگی بی‌هوده و بی‌پایان به خانه فرابخواند؛ تصمیمی که شاید در آن زمان بسیاری از متحدان سنتی و راهبردی امریکا در اروپا و ناتو را شگفت‌زده و غافل‌گیر کرد.

امریکا اما بی‌اعتنا به نگرانی‌های متحدان سنتی خود که برای تامین امنیت استراتژیک‌شان همچنان وابسته به حمایت‌های پایدار ایالات متحده بودند تلاش خویش را برای هموار کردن راه خروج از افغانستان ادامه داد.

امریکای به رهبری ترامپ به طور یک‌جانبه و بدون حضور، مشارکت و حتی اطلاع جزئی متحدان اروپایی خویش با طالبان وارد مذاکره گردید و به توافق رسید.

با این حال، ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا شکست خورد و جو بایدن؛ رقیب دموکرات او با شعار «بازگشت امریکا» زمام امور را به دست گرفت.

هدف بایدن از «بازگشت امریکا» بازگشت به اتحادهای سنتی، پیمان‌های استراتژیک، معاهدات و کنوانسیون‌های چندجانبه بین‌المللی و احیای روابط راهبردی ایالات متحده با کشورها و قدرت‌های هم‌پیمان آن به ویژه در فراسوی آتلانتیک بود.

اروپایی‌ها نیز دلخوش به شعارهای بایدن مبنی بر بازگشت امریکا تصور می‌کردند که اتحاد متزلزل، شکننده و تضعیف‌شده آن‌ها با امریکا که در دوران ترامپ آسیب دیده‌بود، بار دیگر احیا می‌شود. یکی از زمینه‌هایی که می‌توانست به آزمونی مهم برای محک‌زدن این امید تازه تبدیل شود، افغانستان بود؛ ماموریتی مشترک با پیامدهای گسترده برای همه اعضای آن.

اما بایدن هم در نهایت تصمیم گرفت که راه سلف خویش را ادامه دهد و بدون مشورت و مشارکت اروپایی‌ها فرمان خروج سریع سربازان امریکایی از افغانستان را امضا کرد.

گام دوم او در پشت سر گذاشتن متحدان اروپایی ایالات متحده، بی‌توجهی به درخواست‌های مستقیم و نگرانی‌های مکرر قدرت‌های اروپایی و اعضای ناتو برای تمدید ماموریت حضور نظامیان امریکایی در فرودگاه کابل و ادامه عملیات تخلیه بود.

جو بایدن این بار نیز تصمیم گرفت پیش از آن‌که موعد مقرر یعنی ۳۱ آگوست فرابرسد همه نظامیان امریکایی را شب‌هنگام از فرودگاه کابل خارج کند؛ اقدامی که تنها چند روز قبل از آن در پایگاه راهبردی و بسیار مهم امریکا در بگرام در شمال کابل نیز رخ داده‌بود.

به این ترتیب، شکست ماموریت مشترک اروپا و امریکا در افغانستان برخلاف آغاز آن که موجب اتحاد و همبستگی و استحکام روابط راهبردی قدرت‌های دوسوی آتلانتیک شده‌بود، زمینه‌ساز شکاف بیش‌تر در روابط دوطرف گردید و به باور شماری از کارشناسان، مسایل استراتژیک، این امر می‌تواند آغاز پایان پیمان نظامی ناتو باشد؛ پیمانی که ترامپ آن را سازمانی منسوخ، از کار افتاده و حربه‌ای کهنه می‌پنداشت که به ناحق هزینه‌های سنگین و ناعادلانه‌ای را بر امریکا تحمیل کرده‌است.

اکنون قدرت‌های اروپایی با عزم و اراده و جدیت بیش‌تری روی طرحی موسوم به «قطب‌نمای استراتژیک» کار می‌کنند که یکی از اهداف آن، تشکیل یک نیروی دفاعی و امنیتی متشکل از خود اروپا بدون نیاز و وابستگی به حمایت راهبردی ایالات متحده است و ایجاد یک نیروی واکنش سریع ۵ هزارنفری بخشی از همین طرح محسوب می‌شود.

فرانسه که پیش از این نیز بارها خواستار تشکیل یک نیروی نظامی تمام اروپایی گردیده‌بود از حامیان جدی این طرح به حساب می‌آید به همین دلیل انتظار می‌رود که سال آینده میلادی که رهبری اتحادیه اروپا به‌طور دوره‌ای به پاریس خواهد رسید، طرح قطب‌نمای استراتژیک نیز به تصویب این اتحادیه برسد.

به این ترتیب و صرف نظر از این‌که قدرت‌هایی مانند روسیه و چین تا چه حد از این جابه‌جایی‌های استراتژیک سود خواهند برد و آن را به مثابه فروپاشی قدرت به رهبری امریکا جشن خواهند گرفت، واقعیت این است که افغانستان ۲۰ سال قبل، اتحاد سنتی اروپا و امریکا را استحکام بخشید و افغانستان ۲۰ سال بعد، زمینه‌ساز فروپاشی این اتحاد و موجب اختلال بی‌سابقه در روابط راهبردی دوسوی آتلانتیک خواهد شد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *