عمران خان و مأموریت تشکیل دولت فراگیر در افغانستان

عمران خان همان کسی است که می‌تواند در افغانستان تغییر بیاورد؛ نخستین رهبر یک کشور همسایه که پس از پیروزی طالبان در کابل به صراحت اعلام کرد که آن‌ها زنجیرهای بردگی را شکستند. این نشانگر اوج شادمانی و احساس پیروزی همسایه‌ای بود که متهم به حمایت‌های گسترده از طالبان در طول نزدیک به ۳۰ سال گذشته‌ بوده‌است.عمران خان؛ نخست‌وزیر پاکستان می‌گوید که پس از مذاکرات با کشورهای عضو سازمان شانگهای و همسایگان افغانستان به ویژه تاجیکستان او رسما گفتگو با طالبان در مورد حکومت فراگیر در افغانستان که اقوام تاجیک، هزاره و ازبک را هم شامل شود، آغاز کرده‌است.

عمران خان افزوده که پس از ۴۰ سال جنگ، ایجاد حکومت فراگیر به شمول اقوام تاجیک، هزاره و ازبک، ثبات افغانستان را تضمین خواهد کرد.

عمران خان افزود: «در این دیدار ما توافق کردیم که جناب‌عالی امام‌علی رحمان از طرف تاجیک‌ها و ما به نمایندگی از پشتون‌ها یا طالبان تلاش‌های لازم را انجام خواهیم داد تا مسأله پنجشیر از طریق گفتگو حل‌و‌فصل شود.»

رییس جمهوری تاجیکستان پیش از این نیز در دیدار با وزیر خارجه پاکستان، خواستار تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان با حضور تاجیک‌ها شده و تاکید کرده‌بود که حکومت تک‌قومی طالبان هرگز مورد تایید دولت دوشنبه قرار نخواهد گرفت.

عمران خان همان کسی است که می‌تواند در افغانستان تغییر بیاورد؛ نخستین رهبر یک کشور همسایه که پس از پیروزی طالبان در کابل به صراحت اعلام کرد که آن‌ها زنجیرهای بردگی را شکستند. این نشانگر اوج شادمانی و احساس پیروزی همسایه‌ای بود که متهم به حمایت‌های گسترده از طالبان در طول نزدیک به ۳۰ سال گذشته‌ بوده‌است.

بر این اساس به نظر نمی‌رسد که دیگر کسی ادعای عدم نفوذ اسلام‌آباد بر طالبان را به سادگی بپذیرد؛ به ویژه در شرایطی که وقتی گفته می‌شود رهبران طالبان برای تشکیل دولت در کابل با مشکل روبه‌رو می‌شوند این جنرال فیض حمید؛ رییس سازمان جاسوسی آی‌اس‌آی است که با سفری سرزده به قلب بحران‌زده پایتخت، خطاب به یک خبرنگار خارجی می‌گوید: همه‌چیز درست می‌شود نگران نباشید، و دو روز بعد، کابینه طالبان اعلام می‌شود.

با این وجود در صلاحیت و قدرت پاکستان برای ایجاد یک دولت فراگیر مورد انتظار همه اقوام و جریان‌های سیاسی کشور تردیدی وجود ندارد؛ اما صداقت اسلام‌آباد در انجام درست و مسئولانه این مأموریت، عمیقاً مورد شک و تردید است؛ زیرا به باور آگاهان، دولت کنونی طالبان که گفته می‌شود سرپرست و موقت است اما برای پایان کار آن هیچ تاریخی تعیین نشده با دخالت مستقیم آنچه به اصطلاح «مهمان پنجابی» یا همان رئیس سازمان جاسوسی آی‌اس‌آی خوانده می‌شود تشکیل شد و به این ترتیب آیا اسلام‌آباد اراده واقعی برای کمک به تشکیل یک دولت فراگیر و ملی در افغانستان با حضور همه اقوام و اقلیت‌ها از جمله تاجیک‌ها، هزاره‌ها و ازبک‌ها را دارد؟

کرسی خالی افغانستان در نشست اخیر سازمان همکاری منطقه‌ای شانگهای در دوشنبه تاجیکستان که در پی مخالفت دولت آن کشور با حضور نماینده طالبان در این نشست مورد توجه اغلب رسانه‌ها قرار گرفت شاید این پیام را به پاکستان ارسال کرده‌باشد که هنوز راه درازی برای پذیرش حاکمیت مطلق طالبان در افغانستان از سوی کشورهای همسایه و منطقه باقی مانده‌است.

این رویداد نشان داد که طالبان دست‌کم با ترکیب سیاسی کنونی‌شان نمی‌توانند در افغانستان حکومت کنند و اگر همچنان بر این موضع پافشاری کرده و از مشارکت معنی‌دار و مؤثر اقوام و اقلیت‌های بیرون از ساختار قدرت در تشکیل سیاسی کشور جلوگیری به عمل آورند خطر تکرار تجربه تلخ حکومت پیشین آن گروه همچنان وجود خواهد داشت.

این پیامی صریح و جدی برای پاکستان است؛ کشوری که با سرمایه‌گذاری‌های سنگین و حمایت‌های پایدار از طالبان اکنون خود را پیروز و برنده بازی چندجانبه در افغانستان می‌داند و انتظار دارد که جهان، منطقه و همسایگان افغانستان باید این پیروزی را برای اسلام‌آباد به رسمیت بشناسند و با پذیرش حاکمیت طالبان در افغانستان بسترهای بهره‌وری پاکستان از این پیروزی راهبردی را فراهم سازند.

مخالفت با شرکت طالبان در نشست شانگهای و همچنین رایزنی‌های گسترده عمران خان با رهبران شرکت‌کننده در این نشست ظاهراً او را به این نتیجه رسانده که برای تحقق این هدف و دستیابی اسلام‌آباد به منافع مشروع و غیرمشروع خود از قبل پیروزی طالبان در افغانستان، راهی جز مشارکت‌دادن سایر اقوام و اقلیت‌های افغان در ساختار قدرت وجود ندارد.

با این حال هنوز هیچ امیدی وجود ندارد که عمران‌خان این مأموریت تازه را با صداقت و مسئولیت‌پذیری انجام دهد؛ زیرا حضور حداقلی و نمادین اقلیت‌ها و اقوام کشور در حکومتی که از رهگذر مبارزه نظامی طالبان مورد حمایت پاکستان شکل خواهد گرفت و نیز بازتعریف سازوکارهای مشروع ایجاد ساختار سیاسی مانند برگزاری انتخابات فراگیر و همگانی با حق مشارکت معنی‌دار همه مردم افغانستان برای تعیین سرنوشت خویش در برابر سلطه بلامنازع پاکستان بر معادلات افغانستان، چالش و مانع ایجاد می‌کند و رویکرد اقتدارگرایانه پاکستان و متحدان مورد حمایت آن در افغانستان را زیر سؤال خواهد برد.

از جانب دیگر در صورتی که اسلام‌آباد همچنان بر حمایت‌های بی‌دریغ خود از طالبان با وجود عدم تمایل آن گروه به تشکیل یک حکومت همه‌شمول و فراگیر ادامه دهد امیدهای بسیار اندکی وجود دارد که چنین حکومتی در آینده مورد پذیرش همسایگان، کشورهای منطقه و جامعه بین‌المللی قرار بگیرد و حاکمیت پایدار آن در افغانستان تامین و تضمین شود.

افزون بر این در همسایگی افغانستان کشورهایی هستند که از اقوام و اقلیت‌های مشخصی در داخل افغانستان حمایت‌های وسیع انجام می‌دهند و این حمایت‌ها را متضمن حفاظت از منافع مشروع و غیرمشروع خویش در معادلات سیاسی، امنیتی و اقتصادی کشور می‌دانند. با این حساب این کشورها هرگز سیطره بلامنازع و بی‌قید و شرط پاکستان بر تمامی معادلات و مناسبات افغانستان را برنمی‌تابند و چه بسا امکان دارد که برای مهار سیاست‌های هژمونیک و رویکردهای امپریالیستی دولت اسلام‌آباد در افغانستان به اهرم‌های مشابه مورد استفاده پاکستانی‌ها رو آورند و به این ترتیب ثبات و امنیت و استقرار سیاسی در افغانستان بار دیگر دستخوش آسیب شود.

بر این اساس، عمران خان مجبور است میان دو سناریوی خطرناک کم‌خطرترین آن‌ها را انتخاب کند. به همین دلیل پیش‌بینی می‌شود که او برای حفظ حاکمیت طالبان در افغانستان از یک‌سو و ‌فراهم‌کردن مشروعیت منطقه‌ای و بین‌المللی برای آن از جانب دیگر، ناگزیر است تشکیل حکومت فراگیر به معنای حداقلی و نمادین آن را بر حمایت از یک دولت تمام طالبانی علیرغم خطر خیزش‌های ملی مورد حمایت کشورهای همسایه و رقبای پاکستان در منطقه، ترجیح دهد.

با این حال، هنوز بسیاری از آگاهان نسبت به تشکیل دولت فراگیر به معنای واقعی کلمه در افغانستان تردید دارند؛ زیرا معتقد اند که دولت موقت و سرپرست کنونی هم با دخالت مستقیم رئیس سازمان آی‌اس‌آی تشکیل شد و این نشان می‌دهد که پاکستان تمایلی به تقسیم قدرت میان همه اقوام و اقلیت‌های افغانستان ندارد و معتقد است که حکومت مسلط بر کابل باید با محوریت طالبان تشکیل شود؛ اما با توجه به موضع‌گیری تازه عمران خان؛ نخست‌وزیر پاکستان و به همان دلایلی که در بالا اشاره شده احتمال دارد که اسلام‌آباد موضع پیشین خود در این زمینه را اندکی تعدیل کند و راه را برای مشارکت حداقلی، سمبولیک و غیرمؤثر اقوام و اقلیت‌های بیرون از قدرت در دولت طالبان فراهم سازد؛ چیزی که انتظارات عمده مردم افغانستان را برآورده نمی‌کند؛ اما برای پاکستان و طالبان زمینه استحکام قدرت و پایداری حکومت‌شان را در کابل با کسب مشروعیت منطقه‌ای و بین‌المللی مهیا خواهد کرد.

مطالب مرتبط