طالبان علیه طالبان؛ سایه جنگ قدرت بر حکومت جدید

شایعات و گمانه‌زنی‌های فیسبوکی اکنون به یک تحول جدی تبدیل شده‌ و به نظر می‌رسد که جنگ قدرت میان دو قطب اصلی تشکیل‌دهنده طالبان، رویدادی واقعی است و بر بسیاری از امور از جمله چشم‌انداز حکومت آینده، سایه انداخته‌است.بر بنیاد این گزارش‌ها همان‌گونه که در شایعات نیز مطرح شده‌بود میان ملا عبدالغنی برادر؛ معاون سیاسی رهبر طالبان که اکنون به عنوان معاون اول نخست‌وزیر در حکومت جدید آن گروه معرفی شده و خلیل‌الرحمان حقانی؛ کاکای سراج‌الدین حقانی و از رهبران پرنفوذ شبکه معروف حقانی که در حکومت جدید به عنوان سرپرست وزارت امور مهاجرین گماشته شده، تنش و درگیری رخ داده‌است.

اگرچه منابع وابسته به طالبان هر کدام بسته به این‌که به کدام‌یک از جناح‌های درگیر جنگ قدرت نزدیک است، روایت‌های مختلفی از این رویداد ارائه کرده‌اند؛ اما آنچه واقعیت دارد این است که جنگ قدرت، جدی است و دوطرف به طور عملی وارد نبرد برای تصاحب کرسی‌های بهتر و بیش‌تر و یا چیدمان مهره‌های طالبان در حکومت جدید شده‌اند.

آنچه مایه نگرانی جدی شده، این است که این تقابل میان دو جناح میانه‌رو و تندرو رخ می‌دهد.

گفته می‌شود ملا عبدالغنی برادر که تاکنون رهبری دستگاه دیپلماسی طالبان در تعامل با قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را بر عهده داشته با ساختار قدرتی که به نظر می‌رسد در نتیجه نفوذ و قدرت جناح منسوب به سراج‌الدین حقانی تشکیل شده مخالفت ورزیده‌است.

بر اساس این روایت، ملا عبدالغنی برادر در برابر خلیل‌الرحمان حقانی ایستاده و گفته‌است که تشکیل یک کابینه تمام طالبانی برخلاف تعهد او به جهان و مردم افغانستان است که بر بنیاد آن قرار بود یک حکومت فراگیر و همه‌مشغول تشکیل شود و در آن همه اقوام و مذاهب کشور مشارکت داشته باشند.

در این میان، شماری از منابع حتی خبر زخمی یا کشته‌شدن ملا عبدالغنی برادر را نیز مطرح کرده‌اند؛ اما طالبان با انتشار یک نوار صوتی منسوب به آقای برادر این ادعاها را مردود دانسته و حتی وجود اختلاف میان رهبران طالبان بر سر قدرت را قویاً تکذیب کرده‌اند.

با این وجود، غیبت معنی‌دار آقای برادر در رویدادهای چند روز اخیر به ویژه در جریان دیدار وزیر امور خارجه و معاون نخست‌وزیر قطر با سران طالبان در کابل، گمانه‌زنی‌ها در این زمینه را وارد فضای جدیدی کرد.

طالبان می‌گویند آقای برادر برای دیدار با ملا هبت‌الله آخوندزاده؛ رهبر آن گروه راهی قندهار شده و به زودی به کابل برمی‌گردد.

با این وجود آنچه نگرانی ها درباره آینده حکومت طالبان و ثبات سیاسی در افغانستان را به گونه مضاعفی تقویت می‌کند اظهارات یک منبع طالبان است که به گفته او، سفر بحث‌برانگیز و جنجالی جنرال فیض حمید؛ رئیس سازمان جاسوسی آی‌اس‌آی پاکستان به کابل مبنای اصلی فتنه اخیر بوده و دخالت مستقیم پاکستان در تشکیل حکومت طالبان، رهبران آن گروه را در برابر همدیگر قرار داده‌است.

صرف نظر از این‌که برنده یا بازنده جنگ قدرت جاری میان رهبران طالبان در نهایت چه کسی خواهد بود دخالت مستقیم یک سازمان مخوف جاسوسی در مهندسی ساختار قدرت در افغانستان به تنهایی کافی است تا چشم‌انداز سیاسی حکومت جدید با خطر جدی روبه‌رو شود.

این همان چیزی است که در اعتراضات و تظاهرات گسترده مردم افغانستان در شهرهای مختلف علیه پاکستان طی چند روز اخیر هم به وضوح می‌توان شاهد بود.

طالبان می‌دانند که مردم افغانستان تا چه اندازه از پاکستان نفرت دارند و برای آن‌ها سلطه قدرت استعمارگر جهانی یعنی امریکا با سلطه یک کشور همسایه مانند پاکستان به یک اندازه اشغال‌گرانه است و این امکان وجود دارد که موجب شکل‌گیری اعتراضات گسترده‌تر علیه پاکستان شود و در صورتی که بخشی از طالبان که به پاکستان نزدیک است همچنان کانون اصلی قدرت مرکزی را در اختیار داشته باشد این اعتراضات می‌تواند سمت‌و‌سوی ضد طالبانی پیدا کند و به این ترتیب، ثبات و استقلال سیاسی در افغانستان را به چالش بکشد.

با این حساب در شرایطی که طالبان توانسته‌اند قدرت‌های خارجی به رهبری امریکا را به زانو درآورند و سومین ابرقدرت جهان را در افغانستان زمین‌گیر کنند و از جانب دیگر، دشمنان داخلی خویش را نیز از عرصه بیرون رانده و قدرت را به طور مطلق در اختیار بگیرند، جنگ طالبان علیه طالبان و سایه سنگین جنگ قدرت میان دو جناح تندرو و میانه‌رو آن گروه چالش جدیدی است که اگر به سرعت مهار نشود و در راستای خواسته‌ها و مطالبات مشروع آحاد مردم افغانستان اصلاح نگردد چه بسا حاکمیت گروه طالبان در افغانستان را در میان‌مدت با تهدیدی جدی مواجه خواهد کرد.

نکته مهم این است که این اختلافات باید با ارجاع و مشارکت عادلانه همه اقوام و مذاهب افغانستان در ساختار قدرت حل شود نه دخالت مستقیم یک قدرت خارجی به ویژه پاکستان.

با این حال نمی‌توان انکار کرد که هنوز این امید وجود دارد که طالبان با استفاده از درس‌ها و آموزه‌های عبرت‌آمیز تاریخ معاصر افغانستان، اشتباهات گذشته را تکرار نکنند و با اصلاح‌ رفتارهای پیشین خود از انحصار قدرت، تمامیت‌خواهی و اقتدارگرایی مبتنی بر زور و تحکم یا غلبه قومی و ایدئولوژیک، پرهیز کرده و بسترهای مشارکت معنادار و مؤثر همه مردم افغانستان برای تعیین سرنوشت سیاسی خویش را فراهم سازند. این تنها راه غلبه بر چالش‌ها و تهدیدهای فراروی حکومت نوپای طالبان و جلوگیری از تکرار فجایع و مصایب مشابه در چند سال اخیر به حساب می‌آید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *