افغانستان و سه‌گانه بحران: سیاست، سلامت، امنیت

افغانستان یکی از تلخ‌ترین دوران‌های تاریخ دو دهه اخیر خود را سپری می‌کند. تشکیل دو دولت موازی در کابل، بحران شیوع ویروس مرگبار کرونا و موج سهمگین خشونت‌های مرگبار طالبان علیه نیروهای امنیتی و نگرانی‌ از عواقب و پیامدهای صلح امریکا و طالبان، این سه‌گانه بحران را شکل داده‌است که عبور از هیچ‌یک از این بحران‌ها آسان نیست.

بحران سیاسی

در حال حاضر همه تلاش‌های داخلی و خارجی برای میانجی‌گری میان دو چهره مدعی ریاست جمهوری، شکست خورده‌است. اگرچه هردو جانب بر تعهد خود به ادامه رایزنی برای دست‌یافتن به راه حل، تأکید می‌کنند؛ اما به نظر می‌رسد که رسیدن به یک توافق سازنده و امیدبخش که در نهایت منجر به تشکیل دولتی فراگیر و مقتدر شود، دشوار است؛ زیرا نه آقای غنی حاضر به واگذاری بخشی‌ از صلاحیت‌های خود به رقیب است؛ چون آن را خلاف قانون اساسی می‌‌داند و نه آقای عبدالله حاضر به تن‌دادن به تکرار سناریوی سال ۲۰۱۴ است که بر بنیاد آن، بار دیگر با امضای آقای غنی در سمتی گماشته شود که عملا هیچ قدرت و صلاحیتی نداشته‌باشد.

آقای عبدالله در عین حال، در جریان کارزارهای انتخاباتی از حمایت طیفی از رهبران قومی قدرتمند و پرنفوذ برخوردار بوده که در طول دوران حکومت وحدت ملی، به شدت از سوی آقای غنی، تحقیر شده و از دامن قدرت طرد شده‌اند. آن‌ها در قبال حمایت از آقای عبدالله، از او انتظار دارند که به سادگی تسلیم فشارهای داخلی و خارجی نشود و مسحور امتیازهای فریبنده ارگ نگردد.

به این ترتیب، بحران سیاسی ناشی از انتخابات ریاست جمهوری با یک بن‌بست پیچیده رو به رو شده که عبور از آن، تنها در صورتی امکان‌پذیر است که هرکدام از دوجانب جنگ قدرت، بر بخشی از خواسته‌های‌شان چشم بپوشند.

بحران سلامت

در حالی که بحران سیاسی همچنان به قوت خود باقی است، افغانستان به سرعت وارد یک باتلاق بحرانی دیگر در حوزه صحت و سلامت عمومی می‌شود. ویروس مرگبار کرونا با قدرت و سرعت، در حال گسترش است و این در شرایطی است که زیرساخت‌های صحی، منابع اقتصادی و میزان سلطه دولت بر همه بخش‌های کشور، نگرانی‌ها درباره ابعاد فاجعه‌بار این بحران را به شدت افزایش داده‌است.

به تازگی، سازمان جهانی صلیب سرخ درباره وقوع فاجعه انسانی در کشورهای جنگ‌زده‌ای مانند افغانستان، سوریه، سودان و… بر اثر شیوع کرونا هشدار داده‌است. به نظر می‌رسد که این هشدار کاملا جدی است و اگر سیر صعودی شیوع کرونا به خودی خود و تابع محاسبات خوش‌بینانه‌ای‌ مانند گرم‌شدن هوا و… متوقف نشود، بدون‌ تردید افغانستان یکی از کشورهایی خواهد بود که مرگبارترین هزینه‌ها را خواهد پرداخت.

در این میان، اگرچه اقدامات انجام‌شده از سوی دولت و تمهیدات پیش‌گیرانه‌ای که به منظور بالا بردن ضریب مصونیت اجتماعی در برابر شیوع سریع کرونا روی دست گرفته‌شده، به سهم خود ارزشمند و ستایش‌برانگیز و قابل تحسین است؛ اما بسیار بدیهی است که با توجه به وضعیت تکان‌دهنده حاکم بر کشورهای پیشرفته درگیر بحران کرونا اگر شرایط بدتر شود، بحران به‌زودی از کنترل خارج خواهد شد و موج مرگ و فاجعه، فراگیر خواهد گشت.

در این میان، بحران سیاسی نیز بر کارآمدی دولت در حوزه مبارزه با کرونا اثر منفی می‌گذارد و اجازه نمی‌دهد که برنامه‌های پیش‌بینی‌شده و مورد نیاز برای این مهم، به سرعت و با دقت لازم به اجرا دربیاید.

تنها در یک مورد، قطع یک میلیارد دالر از کمک‌های مالی امریکا به افغانستان به دلیل بروز بحران سیاسی و تولد دولت‌های موازی در کابل، رییس جمهور را به مجبور به اعمال سیاست‌های ریاضتی اقتصادی کرده که این امر، بدون شک می‌تواند بخشی قابل توجه از توان دولت برای مبارزه با کرونا را کاهش دهد و روند مبارزه با این ویروس را به طور قابل ملاحظه‌ای کند سازد.

بحران امنیتی

همزمان با دو بحران مورد اشاره در بالا، بحران امنیتی نیز نه تنها کاهش نیافته؛ بلکه در پی اعلام جنگ رسمی و مستقیم طالبان با نیروهای امنیتی افغانستان علیرغم پایان نبرد آن گروه با نیروهای خارجی در پی توافق دوحه، تشدید شده‌است.

به عنوان نمونه، تنها در دو روز گذشته، ده‌های نیروی امنیتی از سوی طالبان در چند ولایت کشور، کشته شده‌اند. این در حالی است که نیروهای امنیتی در موضع تدافعی قرار دارند و به منظور نشا‌ن‌دادن حسن نیت دولت نسبت به صلح با طالبان، حق انجام عملیات سرکوب‌گرانه بر مواضع طالبان و دیگر جریان‌های ضد دولتی همسو با آن گروه را ندارند.

افزون بر این، طی هفته‌های اخیر، حد اقل سه حمله منسوب به داعش در کابل پایتخت صورت گرفته که دو حمله آن، یعنی حمله غرب کابل و حمله بر معبد سیک‌ها در شوربازار، جان ده‌ها نفر را گرفته‌است.

ادامه بحران امنیتی همچنین نه تنها در مسیر رسیدن به صلحی واقعی و پایدار، مانع ایجاد می‌کند؛ بلکه همزمان به بحران سلامت نیز دامن می‌زند؛ زیرا اجازه نمی‌دهد تا دولت و نهادهای امدادرسان در مناطق ناامن، خدمات صحی ارائه کنند و این امر، نگرانی‌ها درباره خطر شیوع سریع و گسترده کرونا در ساحات زیر سلطه طالبان را به شدت‌ افزایش داده‌است.

با این‌همه، به نظر می‌رسد که مادر دو بحران سلامت و امنیت، فضای بحرانی حاکم بر سیاست افغانستان است. اگر در کابل یک دولت مشروع، مقتدر و برخوردار از پشتوانه‌های فراگیر ملی شکل بگیرد، بی‌تردید راه برای اعمال راهبردهای مورد نیاز در عرصه مقابله با دو بحران دیگر نیز هموار خواهد شد.

مطالب مرتبط