گفتگوی ویژه خبرگزاری افق با محمدیعقوب حیدری؛ والی کابل

والی کابل کیست و پایتخت را چگونه اداره می‌کند؟

نمایه: ولایت کابل به‌عنوان اداره محلی پایتخت در حالی که همه ادارات دولت مرکزی به‌شمول نهاد ریاست جمهوری، وزارتخانه‌ها و… در این شهر، مستقر هستند، همواره تحت‌الشعاع و در حاشیه قرار داشته‌است. به همین دلیل، بسیاری از مردم و شهروندان هنوز از کارکرد دقیق اداره ولایت کابل، اطلاع چندانی ندارند و شماری از مردم شاید حتی ندانند والی کابل کیست، مسؤولیت‌ها و صلاحیت‌های وی چیست و چه کارهایی برای اداره امور پایتخت، خدمات عمومی، ایجاد و استقرار نظم و پیشرفت و توسعه شهری و فعالیت‌های اداری و حکومت‌داری انجام داده‌است.

در گفتگوی اختصاصی خبرگزاری افق با محمدیعقوب حیدری؛ والی کابل، تلاش شده‌است افزون بر بازنمایی چالش‌ها و فرصت‌های موجود در مسیر اداره محلی پایتخت، به بسیاری از پرسش‌های مردم درباره این اداره نیز پاسخ داده‌شود.

آقای حیدری در بخشی از این گفتگو می‌گوید: «در شهری که مشکلات ترافیکی وجود دارد و مردم نمی‌توانند تا ساعت ۹ شب به خانه‌های‌شان برسند، شهری که در شفاخانه‌های آن کودکان زیر سن می‌میرند، به پیرمردش خدمات به‌موقع نمی‌رسد، شهری که در آن بی‌عدالتی، دزدی، فساد، رهزنی و رشوه وجود دارد، من فکر می‌کنم اگر والی باشد یا قوماندان یا شهردار، اگر بگوید موفق‌ام، اشتباه کرده‌است.»

مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید.

با وجود حکومت مرکزی، وزارتخانه‌ها و نهاد ریاست جمهوری، بسیاری از شهروندان پایتخت درباره کارکرد اداره محلی ولایت کابل، اطلاعات چندانی ندارند، ابتدا درباره دایره صلاحیت‌ها و مسؤولیت‌های این اداره، اندکی توضیح دهید؟

من با شما موافق نیستم. کابل دیگر آن ولایت ۴ یا ۵ سال پیش نیست. اداره ولایت کابل توانسته در اضافه‌تر از دو سال، دستاورد بسیار زیادی داشته‌باشد؛ مبارزه با فساد، تنظیم امور اداری، کار با تمام اقشار و نواحی جامعه، تنظیم حکومت‌داری خوب و بهتر، رفتن به طرف حکومت‌داری مدرن و ایجاد هماهنگی بین تمام ادارات دولتی نظامی و ملکی، عدلی و قضایی ولایت کابل، از شهردار تا نواحی و ولسوالی‌ها و… که خود نشان‌دهنده صلاحیت ما می‌باشد.

سؤالی که سال‌ها در ذهن شهروندان کابل خطور می‌کرد این بود که کابل به مثابه یک ولایت مرکز، محور اساسی حکومت محلی، آن‌طور که لازم بود، نبوده. یکی از علت‌های اساسی آن، ظرفیت پایین و موقف‌گیری رهبری والی‌های کابل بوده که اکنون از بین رفته‌است.

مطالب مرتبط:

سایه حکومت مرکزی بر کابل نسبت به ولایت‌های دیگر، سنگین‌تر است، چالش‌های ناشی از تداخل کاری حکومت‌های مرکزی و محلی و رهیافت‌های برون‌رفت از این چالش‌ها چیست؟

ما در بسیاری از موارد تلاش کردیم تا مسؤولیت‌های خود را به‌دست گیریم؛ اما هنوزهم این مداخلات جریان دارد. بخشی از وزارتخانه‌ها هنوزهم مصروف انجام خدمات در کابل هستند. ما خوش می‌شویم اگر آن‌ها این خدمات را صادقانه انجام دهند؛ ولی متاسفانه نسبت مصروفیت و شاخص معین وظیفوی که دارند و باید پالیسی‌سازی کنند، در بسیاری موارد ناکام بوده‌اند. خودشان هم ناکام بوده‌اند و ما را هم نگذاشته‌اند.

ما با این مساله مبارزه جدی را روی دست گرفته‌ایم و امیدوار هستیم که در کمترین مدت (ظرف سه ماه آینده) جلو تمام مداخلات تمام وزارت‌ها و ادارات را در اداره محلی و برنامه‌های اجرایی بگیریم.

کدام وزارت بیش‌ترین مداخله کاری را در امور اداره محلی کابل داشته‌است؟

اکنون خیلی تغییر کرده، در گذشته وزارت شهرسازی و اراضی نه خود کاری انجام داده می‌توانست و نه ما را می‌گذاشت. حالا تغییر مثبت کرده. این وزارت، ریاست شهرسازی و اراضی زون مرکز را ساخته‌است. فواید عامه و یا ترانسپورت همچنان هنوزهم موفق نیستند و ما بسیار با چالش روبه‌رو هستیم که خود وزارت‌ها در پروژه‌های محلی کابل دخیل اند، در حالی که نه خود رسیدگی می‌توانند و واحد دومی‌شان نیز فعال نیست تا کار کند.

وزارت حج و اوقاف و ریاست مساجد آن از چالش‌های دیگری است. ما به‌عنوان حکومت محلی از وظایف ما است که باید بر مساجد کنترل داشته‌باشیم؛ ولی آن‌ها مساجد شهر را مربوط خود ساخته‌اند. همچنین وزارت‌های معارف و صحت عامه عین مشکل را دارند.

به همین ترتیب، وزارت اطلاعات و فرهنگ، ریاست اطلاعات و فرهنگ کابل را منحل کرده، در صورتی که نیاز است و ما باید روی آبدات و بخش‌های فرهنگی کار کنیم. آن‌ها باید پالیسی بسازند و برنامه اجرایی آن را به ما بسپارند.

کار و امور اجتماعی که بیش‌ترین نیروی کار و بیکار در کابل موجود است، واحد دومی ندارد، هرچند وعده ایجاد واحد دومی آن را داده‌اند؛ اما هنوز فعال نشده. شهدا و معلولین واحد دومی ایجاد کرد؛ اما هنوز فعال نشده‌است.

مطالب مرتبط:

شما اخیرا طرحی را به‌منظور حکومت‌داری و خدمات اداری ولایت کابل، ارائه کردید که ظاهرا مورد تایید رییس جمهور هم قرار گرفته، بخش‌های زیاد این طرح، نیازمند همکاری ادارات مرکزی است و بخش‌های دیگر آن هم  مربوط به انتقال صلاحیت‌های گسترده آن‌ها به اداره محلی، به نظرتان می‌توان به اجرایی‌شدن کامل آن در یک بازه زمانی مشخص، امید داشت؟

 ولایتی که پایتخت است و ۲۵ درصد نفوس کشور را در خود جا داده و فرصت‌ها و منابع سرشاری که کابل دارد، در یک مدیریت مدرن، تحقق آن نه‌تنها امکان‌پذیر است که ساده و به مراتب بسیط می‌باشد. کابل برای سال‌های متمادی در یک تبعیض منفی به جزیره‌های مختلف تبدیل شده‌بود؛ قسمی بود که گویی هیچ کابل صاحب ندارد. بخش امنیتی‌اش را وزارت داخله هدایت می‌داد؛ طوری که هرکس پیش‌ آمد خوش‌ آمد. حتی در قانون آمده تا پولیس را در کابل وزیر داخله هدایت دهد، پس باید قانون اساسی را تغییر دهیم؛ چون واحد اجرایی، اداره محلی کابل است و آن را باید لغو کنیم. این از گذشته‌ها به میراث مانده‌است.

عملکرد مشخص شما در اداره ولایت کابل، بر اساس آمار و ارقام قابل ملاحظه، چه بوده‌است؟

اداره محلی کابل از کهن‌‌ترین و قدیمی‌ترین ادارات حکومتی کشور ما است و از همان گذشته یکی از پیشتازترین اداراتی بوده که در آن بهترین امور اداری و دیوان‌سالاری حاکم بوده. ما می‌خواهیم دوباره احیا شود؛ وگرنه ما در صدد جایگاه نیستیم.

ما با وکلای کابل جلسه داشتیم و به‌خاطر رفع اولویت‌های شهروندان کابل راه و چاره‌سنجی کردیم و این بی‌نهایت مفید است.

ما در ساحه امنیت به مردم خود مراجعه کردیم و مردم ما را خیلی همکاری کردند که این روحیه هم‌پذیری را افزایش می‌دهد.

مردم غرب کابل در همکاری با ما خود، امنیت مراسم عاشورا را به بهترین شکل تامین کردند، بخش‌های دیگر کابل نیز این کار را می‌توانند.

اما در شهری که مشکلات ترافیکی وجود دارد و مردم نمی‌توانند تا ساعت ۹ شب به خانه‌های شان برسند، شهری که در شفاخانه‌های آن کودکان زیر سن می‌میرند، به پیرمردش خدمات به‌موقع نمی‌رسد، شهری که در آن بی‌عدالتی، دزدی، فساد، رهزنی و رشوه وجود دارد، من فکر می‌کنم اگر والی باشد یا قوماندان یا شهردار، اگر بگوید موفق‌ام، اشتباه کرده‌است.

 

در اولین روزهایی که شما به‌عنوان والی کابل گماشته شدید، یکی از وعده‌های‌تان به مردم الکترونیک‌سازی ادارات و محو فساد بود. اکنون که حدود دو سال و هشت ماه از تقرر شما می‌گذرد، چند درصد اداره محلی کابل الکترونیک شده‌است؟

ما تلاش و طرح خود را داریم؛ اما این مربوط به وزارت مخابرات می‌شود. در وزارت مخابرات و تلکام کابل و ریاست مخابرات کابل ظرفیتی آن‌قدر پایین و درکی دور از واقعیت را داشتند که باورنکردنی بود.

همین حالا نیز رهبری جدید وزارت مخابرات کدام کار جالب و دقیق نکرده‌است. اصلا ارزش این را نمی‌دانند که در یک پایتخت زندگی می‌کنند و مردم به تلویزیون، تلفون وغیره دسترسی دارند و از آگاهی بلندی نیز برخوردار اند؛ اما کاری نشده‌است.

اما من کارم را می‌کنم، خودم به‌جای شیوه‌های زمان‌گیر، از واتس‌اپ گروپ استفاده می‌کنم.

وقتی بخواهم با ۱۴ ولسوال کابل صحبتی داشته‌باشم در همان گروپ پیام می‌گذارم و همزمان همه، هدایت‌ام را دریافت می‌کنند که خود نوعی دیجیتال‌سازی است.

کابل در کنار چالش‌های فراوان، از فرصت‌های بی‌شماری نیز برخوردار بوده، چه نوع استفاده بنیادی از این فرصت‌ها صورت گرفته‌است؟

طبیعی است. مثلا یک مشکل کابل را من می‌توانم در همان روز و نهایت در همان هفته با وزیر مربوطه مراجعه و حل کنم. وقتی ما مشکل داشته‌باشیم به هر وزارتی که خواسته باشیم یا ما می‌رویم یا خود وزرا به ولایت مراجعه می‌کنند؛ در حالی که وزرا در گذشته حتی نمی‌دانستند که دفتر ولایت کابل در کجا است.

در گذشته معمول بود، بعضی از دوستان که ساعت ۱۲ به دفتر می‌آمدند، ساعت ۱ یا ۲ بعد از ظهر می‌رفتند. مردم به‌خاطر امضای یک قباله یا سند، ماه‌ها سرگردان بودند؛ اما اکنون تنها در همین سال که ماه نهم آن است، اضافه‌تر از هزار سند تصفیه، استملاک و قباله را من امضا کرده‌ام که در سال‌ها چنین نشده‌بود. اکنون از صبح تا شب کار می‌کنیم و بدون استثنا هر کاری که می‌آید باید تا آخر همان روز تکمیل شود و به فردا نماند.

در گذشته به‌خاطر تاییدی یک تذکره بدون کمیشن‌کار کسی داخل ولایت کابل آمده نمی‌توانست، حال کمیشن‌کار مرد شود و برود کمیشن بگیرد. ما در بخش‌های ثبت احوال نفوس، ترافیک و پاسپورت تغییرات جدی به میان آورده‌ایم و اگر بودجه و اختیارات اداره در دست خود ما می‌بود، ما این اصلاحات را از دو سال قبل تطبیق می‌کردیم.

مطالب مرتبط:

ارتباط تان با شورای ولایتی کابل چگونه است، آیا به این شورا مثل یک پارلمان کوچک دیده می‌شود؟

شورای ولایتی از یک لحاظ، مشروعیت خود را از دست داده، وقت‌شان پوره شده، باید انتخابات شود، نصف‌شان کسانی‌اند که یا خود را کاندید کرده‌اند و یا غیرحاضران دایمی بوده‌اند و عضویت ندارند، تنها نصف آنان مانده؛ ولی روابط ما صمیمانه است.

به مشکلات‌شان پرداخته‌ایم و در تدابیر امنیتی ما دعوت‌شان کرده‌ایم. امیدوار هستیم همان‌گونه که ما یک حکومت محلی قدرتمند می‌خواهیم، یک پارلمان کوچک قدرتمند هم داشته‌باشیم که خدمات ارائه کند.

در بسیاری از موارد، به نظر می‌رسد که شهرداری از ولایت، قدرتمندتر و مؤثرتر است. ارتباط ارگانیک و همکاری سازمانی اداره ولایت و شهرداری کابل چگونه است و چه موانعی در این مسیر وجود دارد؟

در ابتدا که آمدم، یک خط مطلق بین شهرداری و اداره محلی کابل وجود داشت؛ ولی اکنون روابط بهتر شده‌است و از وضعیت راضی هستیم. شهرداری هم اداره پایتخت است و ولایت کابل هم. ولایت کابل، اشراف دارد بالای معارف، صحت، زراعت، محیط زیست، محاکم، سارنوالی، نیروهای امنیتی و… که شهرداری کابل بالای این‌ها هیچ اشرافی ندارد. این خوب نیست، بد است. ما باید یک اداره واحد و گسست‌ناپذیر داشته‌باشیم. اگر ما گاهی یادی از شهرداری هم کرده‌ایم، نه به هدف رقابت؛ بل‌که به این هدف بوده که وظایف ما باید تعریف شود.

ترانسپورت کار من نیست؛ ولی من مداخله می‌کنم، به‌خاطری که مردم از من نظم می‌خواهند. جمع‌آوری زباله‌ها نه‌تنها کار من نیست که به یک مشکل کلان برای من تبدیل شده، شهرداری موفق نبوده، به جز حرف هیچ عملی نبوده؛ اما ما در صدد کمک‌شان هستیم و به این نتیجه رسیده‌ایم که نه به شکل جزیره‌ای؛ بل‌که باید به شکل زنجیره‌ای کار کنیم.

کابل به‌عنوان پایتخت هنوز با معیارهای ابتدایی یک شهر مدرن، فاصله فراوانی دارد، اداره ولایت چه برنامه‌هایی برای حل معضلاتی چون تراکم جمعیت، امنیت، نظم و قانون، محیط زیست و حکومت‌داری مسؤول و پاسخ‌گو دارد؟

برای اولین‌بار چارچوب طراحی شهر کابل توسط کمپنی ساساکی جاپان تدوین شده که یک دستاورد بزرگ است. در بخش کانالیزاسیون بخش مربوطه کار می‌کند و قرار است حدود سه میلیون دالر قرارداد آن امضا شود که با امضای آن، تمام مشکلات کانالیزاسیون کابل طرح و دیزاین و حل می‌شود.

در بخش ترانسپورت، کار سرک کابل- لوگر، کابل- پروان و سرک منشی میرغلام، شروع شده و فراخ می‌شود که با ختم آن، مشکلات ترانسپورتی نیز کاهش می‌یابد. همچنین دیزاین سرک ۳۱۵ تمام شده و در بودجه سال آینده شامل می‌شود، جاده کابل- وردک و سرک حلقوی نیز زیر کار است.

دیزاین ۴ ترمینل بزرگ در ۴ سمت کابل تکمیل و کار عملی احاطه آن نیز شروع شده و با ایجاد آن‌ها موترهای بلندتناژ و باربری از داخل شهر کشیده می‌شوند که در کاهش ازدحام ترافیکی نهایت مؤثر خواهد بود؛ ولی کار آن نیاز به زمان دارد که شاید الی سه سال را در برگیرد.

شماری از جاده‌های شهر را نیز دست‌فروشان بند کرده‌اند که خود سبب ازدحام ترافیکی و اخلال در نظم شهر شده. ما تلاش داریم تا بازارهای کوچک و جاهای مشخص‌تری برای دست‌فروشان در نظر بگیریم تا این معضل نیز از بین برود. با شاروالی کابل صحبت کردیم تا در مورد چهارراهی‌ها کار بنیادین انجام دهیم.

در بخش محیط زیست، در ظرف دو سال توانستیم تعداد زیاد آلوده‌کننده‌های محیطی را از قبیل حمام‌ها، کارخانه‌ها، نانوایی‌ها و… متوقف و به‌جای سوخت مواد دودزا، گاز را جایگزین کنیم و بالای صاحبان آن‌ها فیلترهایی را نصب کردیم که می‌تواند تا حدی مؤثر باشد.

در همین هفته با وصف تهدیدات بلند امنیتی، قرار است موانع سمنتی را از سرک‌ها و کوچه‌ها برداریم و به این کار مصمم هستیم.

برای انکشاف متوازن در سال جاری و آینده پلان‌های منظم روی دست است.

در بخش غصب زمین، کار ما در تاریخ کابل بی‌سابقه است که از قلدرترین، زورمندترین و غاصب‌ترین فرد زمین غصب‌شده مسترد شده‌باشد که ما این کار را کردیم و ۱۰ هزار جریب زمین غصب‌شده‌ را دوباره از زورمندان گرفتیم و به کار خود ادامه می‌دهیم. امسال همچنین از غصب ۳۵ هزار جریب زمین، جلوگیری کردیم.

چه کسانی، در کدام سطح بیشتر در غصب زمین دست داشتند؟

تمام کسانی که در غصب زمین و اماکن دست دارند، شهروندان کشور اند، از بیرون کشور نیامده‌اند؛ اما در پشت سرشان به شکل مستقیم و غیر مستقیم، وکلای اسبق و فعلی پارلمان، بعضی از وزرا و حکما و حتی مسؤولین بسیار بلندپایه دولتی، بعضی از شبکه‌های مافیایی و اقتصاد جرمی بوده‌اند.

انتظارتان از مردم چیست؟

معتقدبودن به این‌که شهر از همه ما است و مصمم‌بودن به این‌که شهر من و تو است را از مردم انتظار دارم. در ساختمان شهر خود اگر انجنیر نیستیم، مخرب نیز نباشیم، از قلدری و بی‌نظمی و از سوء استفاده بپرهیزند. در تنظیف شهرشان کوشا باشند و متحدانه به‌خاطر یک پایتخت مدرن دست به‌دست‌ هم دهند.

تبعیض را کنار بگذارند و به‌سان یک مشت واحد، برادرانه در کنار هم بایستند.

 

مطالب مرتبط