‌پارادوکس صلح با طالبان و جنگ با تروریزم

روند صلح دوحه بار دیگر به بن‌بست خورد‌ه‌است؛ اگرچه هیچ‌یک از طرف‌ها هنوز نمی‌‌خواهند از تعبیر «بن‌بست» استفاده کنند و تعابیری مانند «رکود» را به کار می‌برند. واقعیت اما این است که این بن‌بست، کاملا قابل پیش‌بینی بود؛ زیرا توافق‌نامه صلح امریکا – طالبان به صورت یکجانبه به طالبان امتیازهای گسترده‌ای داد؛ بدون آن‌که از تعهد واقعی و صادقانه آن گروه نسبت به یک روند معنی‌دار و مؤثر صلح، اطمینان حاصل شود. طالبان هنوزهم پیوندهای عمیق و دیرینه خود با تروریزم بین‌المللی را حفظ کرده‌اند، به خشونت‌های خونبار ادامه می‌دهند و از درخواست‌های مکرر برای آتش‌بس، پیوسته سر بازمی‌زنند.افزون بر این، مقام‌های امنیتی می‌گویند که حدود ۱۰ هزار تروریست خارجی مربوط به گروه‌های مختلف از جمله حدود ۳۰۰ عضو القاعده «تحت حمایت طالبان» در افغانستان فعال اند.

بر اساس اطلاعات  ریاست امنیت ملی، گروه‌های تروریستی خارجی از جمله تحریک اسلامی ازبکستان، انصارالله تاجیکستان، نهضت اسلامی تاجیکستان، گروه ترکستان شرقی که عمدتا چینی هستند و چندین گروه خارجی از جمله از پاکستان در این کشور فعالیت دارند.

برای مقابله با این وضعیت، افغانستان در روزهای گذشته برای اولین بار میزبان «کنفرانس منطقه‌ای مبارزه علیه تروریزم» با حضور وزیران و رؤسای امنیت ملی و سرویس‌های اطلاعاتی امریکا، پاکستان، آذربایجان، ازبکستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان بود.

امنیت ملی گفته که بحث عمده با مسئولان امنیتی این کشورها این بود که تعریفی مشترک از تروریزم در منطقه به وجود بیاید و برای مبارزه با تهدیدهای مشترک تروریستی یک نقشه راه تنظیم شود.

به گفته این اداره، تفاوت قایل‌شدن و طبقه‌بندی‌هایی مثل «تروریست خوب و تروریست بد» می‌تواند برای همه عواقب ناگوار داشته‌باشد.

این نشست امنیتی که در نوع خود بی‌پیشینه محسوب می‌شود، بیش از هر چیزی روایتگر تناقض سنگینی است که میان صلح با طالبان و جنگ با تروریزم در افغانستان ایجاد شده‌است؛ در حالی که از نظر بسیاری از کارشناسان امنیتی، تفکیکی ملموس و قابل محاسبه میان طالبان و تروریزم وجود ندارد.

مطالب مرتبط:

از دید آنان، وقتی عالی‌ترین نهاد استخباراتی دولت، اذعان می‌کند که هزاران پیکارجوی خارجی در افغانستان، تحت حمایت طالبان می‌جنگند، به معنای آن است که طالبان به مثابه سازمان مادر، بستر لازم برای حیات و حضور و توسعه قدرت این نیروهای تروریستی را فراهم می‌کند و صدها هزار کیلومتر مربع جغرافیای تحت تسلط طالبان از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب افغانستان، مأمن مطمئنی برای هسته‌‌گذاری تروریزم منطقه‌ای و بین‌المللی به حساب می‌آید.

به این ترتیب،‌‌ آیا صلح با طالبان و جنگ با تروریزم می‌تواند دو مساله جدا از هم باشد؟ آیا تضمینی وجود که طالبان پس از صلح، به ارتباط خود با تروریزم پایان دهند؟ آیا صلح با طالبان در شرایطی که ۱۰ هزار تروریست خارجی در کشور حضور دارند، منجر به پایان جنگ و استقرار امنیت و ثبات در کشور خواهد شد؟

این‌ پرسش‌ها کلیت چشم‌انداز صلح و ثبات را با چالش رو به رو کرده‌ و این چالش، نه تنها روند دوحه؛ بلکه مأموریت ناتو را نیز متاثر ساخته و در عین حال، موجب نگرانی‌های جدی در میان کشورهای همسایه و منطقه شده‌است؛ زیرا همان‌طور که ریاست امنیت ملی هم تصریح کرده‌، هزاران جنگجوی خارجی که عمدتا مربوط به کشورهای اطراف افغانستان هستند، زیر چتر طالبان در افغانستان، فعال‌ اند.

با این حساب، برگزاری «کنفرانس منطقه‌ای مبارزه با تروریزم» به ابتکار و میزبانی ریاست امنیت ملی افغانستان در کابل، اگر هیچ پیامد سازنده‌ دیگری درباره توحید تعریف‌ها از «تروریزم» و نیز تدوین یک نقشه راه برای مبارزه با تهدیدهای مشترک تروریستی به عنوان اهداف مهم این سلسله نشست‌ها هم منتهی نشود، دست‌کم این کارکرد مؤثر را خواهد داشت که چالش‌ها و خطرات فراروی روند جاری صلح را از زیر به سطح آورد و فعالان عرصه صلح را نسبت به آسیب‌های این روند که عمدتا ناشی از وجود تعریف‌های ناهمگون از پدیده «تروریزم»، تقسیم تروریزم به خوب و بد و دوگانه‌رفتاری برخی کشورهای همسایه و منطقه در قبال جریان‌های مختلف تروریستی با توجه به منافع راهبردی و اعتقادات سیاسی و ایدئولوژیک خود آگاه سازد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *